تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
مذهبي باشد يا غيرمذهبى ، مىتواند أهداف وآرمان‌هاى خود را كه با كوشش وفعاليت تحقق مىيابد ، انجام دهد . پس اين صفت يكى از صفات كاملهء انساني است ، نه فقط از فضايل اخلاقى اسلامى . شخص داراى اين كمال در مقام نبرد ومبارزه با دشمن چون بر نيروى بدني مسلط است وآن را به طرز لايق به كار مىاندازد ودندان بر جگر مىفشارد وبالآخرة به نتيجه‌اى مىرسد . صفت صبر أو در اين مقام در لباس صفت شجاعت بروز مىكند ، پس شجاعت شعبه‌اى از چشمهء صبر است . انسان صابر در مورد لزوم بخشش ، بر نفسش غلبه دارد وآن را به بذل وانفاق وامىدارد . اينجا صفت صبر أو در كسوت سخاوت ظهور مىكند ؛ پس سخاوت شاخه‌اى از شاخه‌هاى صبر است . أو در مورد اعمال غريزه شهوت لجام نفس در مىكشد ودر لجنزار كردار زشت نمىافتد ورهايى مىيابد . در اين حال أو داراى عفت است ؛ پس « عفت » ، از فروع درخت صبر است . بالآخرة انسان صبور ، نفس خود را به آنچه بايد انجام داد ، وامىدارد واز آنچه زشت است ، بازمىدارد تا بهترين فضيلت انساني - كه عدالت است - ، درمىيابد . پس عدالت ، بخشي از بخش‌هاى صبر يا مصداقى از آن عنوان زيبا است وسخن بدين منوال است در بسيارى از فضايل اخلاقى انسان . اين صفت در آيات زيادى ستوده شده وپاداش نيكى براي صابران ذكر گرديده ، ودر آيهء مورد بحث پيامبر أكرم در برابر استهزاى كفار ونسبت جنون وكذب وسحر وساير ايذاى آن‌ها امر به صبر شده است . دوم : جملهء اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ ، رابطي است بين آيات سابق وآيات لاحق ؛ بدين معنى كه خداوند نخست مخالفت وتكذيب وتمسخر كفار را نقل كرده وپس از امر به صبر ، پيامبر را متذكر حال عده‌اى از انبياى گذشته مىكند كه چگونه آنان در برابر حوادث ، مقاومت واستقامت وشكيبايى ورزيدند تا مقدار ميسور از وظايف خويش را انجام دادند ؛ چه آن‌كه برخى از آن‌ها مانند أيوب ، شديدترين صدمات