ومىفرمايد :
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ . « 1 » خداوند ، اينان را در حالي كه تو در ميانشان هستى ، عذاب نخواهد كرد وخداوند ، عذابكنندهء آنها نيست در حالي كه از أو طلب آمرزش دارند .
اينجا ممكن است تَوَهّم شود كه مفاد اين آية ، اخبار حتمي از عدم ايمان أهل مكة است در حالي كه أغلب يا همهء آنها پس از فتح مكة مسلمان شده ، زير پرچم توحيد درآمدند .
جواب آنكه آية در مقام بيان اين است كه اگر آنها به همان حال باشند وقناعت به دعوت لفظي شود ، در آنها اثر نخواهد كرد ، واين منافى آن نيست كه به وسيلهء غلبه وتسلط ظاهري وتشكيل حكومت مقتدر اسلامى مطالبى بر آنها كشف شود كه تسليم شوند وبگروند چنانكه همينطور شد .
وَقَالُوا رَبَّنَا . . . . « 2 » قطّ با كسره وتشديد بر حسب ريشهء لغت به معنى « بريدن افقى شئ » وبا دال ( قِد ) ، بريدن عمودى آن است . « 3 » ودر برخى از روايات است :
كانَتْ ضَرَباتُ عَلِىٍّ ابْكاراً اذَا اعْتَلى قَدَّ وَاذَا اعْتَرَضَ قَطَّ . « 4 »
ضربتهاى علي عليه السلام همه ابتكارى وبىسابقه بوده . اگر از سر فرود مىآمد ، عمودى دو شقه مىكرد واگر از كمر وارد مىشد ، افقى تنصيف مىنمود .
ولى قطّ غالباً به معنى نصيب استعمال مىشود ودر اين آية مراد همين است . « 5 » اين كلام از كفار به عنوان استهزا ومسخره صادر شده ؛ چه آنكه پس از شنيدن توصيف نعمتهاى بهشتى وعذابها وشكنجههاى جهنم عدهاى گفتند : خداوند از آن همه نعمت كه در آنجا انباشته مقدارى در اينجا به ما بدهد تا ايمان آوريم
و
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 33 .
( 2 ) . سورهء ص ، آيهء 16 .
( 3 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 676 ( قطّ ) .
( 4 ) . مجمع البيان في تفسير القرآن ، ج 5 ، ص 346 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 732 .