1 - نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأْمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ . « 1 » اين قرآن را به زبان عربى روشن ، فرشته ( روح الأمين ) بر قلب تو فرود آورد كه از جملهء بيمدهندگان ملت باشى .
2 - وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . « 2 » ما اين مجموعه ذكر را بر تو نازل كرديم كه مردم را از حقايقى كه بر آنها فرود آمده ، روشن سازى .
3 - وَهذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ . « 3 » اين قرآن يادآور پربركتى است كه بر تو فرود آورديم . شما اى كافران ! آيا به راستى منكر آن هستيد .
سوم آنكه در اين آية خداوند بزرگ سه صفت از صفات خود را ذكر كرده : ربّ ، عزيز ، وهّاب . امّا ربّ مشتق است از « ربب » مضاعف ومرادف « ربى » ، ناقص يايى به معنى تربيت كردن وشئ را از حالي به حالي نقل دادن كه به مرحلهء كمال خود برسد . « 4 » اگر بگوييم تمام موجودات جهانى در حال حركت وانتقال وجرياناند ؛ يعنى در حال شدن هستند ، مانند خاكى كه در مسير سنگ وسپس در وگوهر شدن وحبوبات كه در طريق انتقال به حال نبات ، ونباتات در مسير حيوان شدن وانسان شدن مىباشند . پس أساس تمام اين حركتها از جانب خداى بزرگ وتحقق وفعليت پيدا كردن صفت ربوبيت است واين بيان ، مربوط به حركت جوهري وجسمي اشيا است .
اينجا حركت ديگرى است مربوط به روح ومراحل روانى ؛ چه آنكه روح نيز همانند جسم در مسير تعالى وتكامل است وانتهاى كمال أو رسيدن به مقام انسانيت وخلافت الهى است ( گرچه تصور مراحل نهايى در مسير تكاملى روح بسيار مشكل است ) ؛ زيرا از روزى كه اين موجود ناشناخته از عالم امر تنزل نمود ، وبا جسم تكون يافته از لجن همراه گشت به فكر محيط أولى ووطن اصلى خود درافتاد ، ولا يزال آرزو واشتياق آن منزل را در سر پروراند ، مانعش همين لباس خشن وسنگين ومركب بطىء السير كالبد بود .
وَلَوْلَا الأَجَلُ الَّذى كَتَبَ لَهُم لَمْ تَسْتَقِرَّ ارْواحُهُمْ في اجسادِهم طَرفَةُ عَينٍ شَوْقاً الَى الثواب وخَوْفاً مِنَ العِقابِ . « 5 »
هامش
( 1 ) . سورهء شعرا ، آيات 193 - 195 .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 44 .
( 3 ) . سورهء أنبيا ، آيهء 50 .
( 4 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 336 ( ربّ ) .
( 5 ) . نهج البلاغة ، ج 2 ، ص 161 ، خطبه 193 .