حركت نياز دارند از آب ، مواد زمينى ، هوا ، نسيم ، نور ، حرارت وساير أمور مربوطه ، همه را اللَّه وهّاب به اين مسافر هبه مىكند .
مثال دوم نطفهاى شامل هزاران اسپرماتوزوئيد مخلوط مىشود با نطفهاى داراى يك اوول ، ارتباط يكى از اسپرمها با اوول موجودى را در مسير حركتي قرار مىدهد منتهى اليه آن سير مثلًا مردى نيرومند ، داراى قواى بدني وشعوري خاص است . اين موجود در مسير خود نيازمند انواعى از احتياجات تكويني ومعنوي است كه تأمينكننده وبخشندهء آن خداى وهّاب است .
مثال سوم در تكامل أرواح ، از هنگامى كه انسان مميز مىشود ومغزش وارد فعاليت مىگردد ، حركتي را در طريق رسيدن به موطني آغاز مىكند . آن موطن مرحله كمال انسانيت ومقام شامخ خليفة اللهى است .
يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ . « 1 » غرض بيان اين نيست اين سير را خود مىآغازد يا آنكه آفرينندهاش أو را بدين منظور آفريده وراهى اين طريق نموده است . نيز منظور اين نيست عدهء كثيرى راه را گم ومسير را عوض كرده ، سر از محيط شقاوت وانحطاط درمىآورند . بلكه مقصود آنكه أو به سه امر نيازمند است : به حقايقى عقيدتي كه مغزش بدان باور كند ؛ خصايصى كه روانش بدان متصف شود وفروعى كه فعاليتش در چهارچوبهء آن قرار يابد . همه اين نيازها را به نام مذهب يا دين وشريعت مىناميم واين مسافر را بدون اين زاد وتوشه به مقصد رسيدن غيرممكن است ، وبخشنده اين احتياجات خداى وهاب است كه در همهء عصرها به همهء ملتها به وساطت أنبيا وكتب آسمانى ارزانى داشته است .
نكتهء لازم التوجه آنكه سير موجودات متحرك در حركت تكاملى أجسام سير استدارهاى است . مثلًا طلا از خاك شروع شده ، سپس كهنه وپوسيده شده دوباره خاك مىشود ونباتات از خاك شروع شده ، روئيدنى يا دانه وميوه مىشود وباز
هامش
( 1 ) . سورهء انشقاق ، آيهء 6 .