مثنوى مىگويد :
از نيستان چون مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد وزن ناليدهاند
وبالجملة وسايل تربيت يافتن اين موجود در طريق اين حركت وتأمينكننده خوراك وتوشهء آن ، برنامههاى ديني است ، كه اصولش عقايد وأفكار وى را اصلاح كند ، اخلاقش لباسهاى زيباى روانش گردد ، وفروعش تغذيه ونيروبخش جنبههاى فردى واجتماعي باشد .
نتيجة : اينكه خداوند ، مربّى هر موجودى است كه قابل تربيت ودر مسير آن است . در كتاب كريم آيات مربوطه به ربوبيت خالق زياد است از آن جمله :
الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . « 1 » وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ . « 2 » قُلْ مَن رَّبُّ السَّماوَاتِ وَالأْرْضِ قُلِ اللَّهُ . « 3 » واما عزيز اشتقاق آن از عزت ، به معنى حالت استحكام وآسيبناپذيرى است .
از اينرو عزيز را به معنى غالب غير مغلوب « 4 » ، يعنى پيروز شكستناپذير تفسير مىكنند ، واحتمال قوى مىرود كه جهت اين تفسير اين باشد كه صفات خداوند همه يا بهطور أغلب مطلق وبدون قيد واضافه است ؛ برخلاف أوصاف غير خداوند كه همه نسبى وإضافي ومقيّد است . مثلًا عنوان عالم بر خدا وبر مخلوق اطلاق مىشود ولى أو عالم به همه چيز است ومخلوق عالم به بعضي از أمور . همچنين است قادر ، سميع وبصير وبنا بر اين ، مطلق وبدون قيد بودن عنوان عزيز ، سبب شده آن را به معنى غالب غيرمغلوب تفسير كنند ؛ زيرا ذاتي كه بر همه چيز وهمه كس غالب باشد ، قهراً شكستناپذير خواهد بود .
هامش
( 1 ) . سورهء حمد ، آيهء 2 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 164 .
( 3 ) . سورهء رعد ، آيهء 16 .
( 4 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 563 ( عزّ ) .