ومتكبران اجتماع نازل كردهايم تا از أوج خودخواهى وتكبر فرود آيند ، وقدرت درك دعوت ما را پيدا كنند ، وبا تأمل وتدبر دريابند كه رسول ما كيست ودعوت ما به چيست ؟
امْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزيز الْوَهَّابِ .
چنين مىنمايد اين آية جواب ديگرى است از اعتراض گفتار وطمعشان در مسأله انتخاب رسول كه در آيهء مورد بحث به اشاره ، ودر آيهء زخرف به تصريح مذكور شد .
حاصل جواب آنكه رسالت الهى ومنصب نبوت يكى از رحمتها ونعمتهاى خداوند است وخزائن نعمتها ورحمتها به دست خود أو است نه ديگران .
پس بايد انتخاب نعمت وكم وكيف آن وانتخاب مُنْعَم عليه ( محل ورود عطيه ) نيز به دست أو باشد ، وبه ديگران كه آنها خود جيرهخواران سفرهء كرم اويند ، نمىرسد كه در اين باره لب بگشايند ، ودر فهم معنى اين آية بايد به چند امر توجه داشت .
أول مراد از رحمت خداوند ، نعمت أو است كه به جهانيان مبذول داشته نه صفت رحمت ؛ چه آنكه اتصاف خداوند به رحم ورحمت ، بدان معنى كه در ماها موجود است ، تصور نمىشود وصفت « رحمن » و « رحيم » - كه در ما از قبيل صفات نفسانىاند - ، در خداوند تعالى از قبيل صفات فعلاند ؛ يعنى خداوند آثار صفاتى را كه در ما است ، مترتب مىكند ؛ يعنى مورد ترحم والطاف خود قرار مىدهد .
ومىتوان گفت أصول نعمتهاى خداوند شش تا است :
أول نعمت وجود كه به موجودات مبذول داشته .
دوم نعمت وسايل حفظ وجود يعنى آنچه هر موجودى در بقا ودوام خويش نيازمند دريافت آن است .
سوم نعمت عقل وخرد كه مخصوص موجودات ذوىالعقول است ( انسانها ، فرشتگان ، اجنه ، شياطين ) .
تفسير مبسوط — صفحة 466
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٦٦