واما وهّاب ، معنى لغوى آن بسيار بخشنده است وآن را صيغهء مبالغه گويند كه دلالت بر كثرت وزيادى دارد « 1 » وممكن است مبالغهاش در سرعت ودوام « 2 » باشد .
پس معنى آن ، زودبخش يا زيادبخش يا هميشهبخش است . به هر تقدير متعلق بخشش وشئ بخشيده شده در آية مذكور نشده است . در أمثال اين مورد علماى أدب متعلق را أعم مىگيرند وعلى هذا كلمهء وهّاب را مىتوان چنين تفسير كرد كه خداوند داراى بخشش مطلق است ؛ بدين معنى به هر موجودى آنچه را كه استحقاق دارد ، مىبخشد . پس اين كلمه معناى وسيعى در بردارد ؛ از جمله آنكه خداوند وسايل تكامل هر جسمي را در مسير حركت جوهريهاش مبذول داشته وأسباب تعالى وترقى هر روحي را در طريق كمال انسانىاش عطا فرموده است . زيرا قبلًا بيان شد كه در اين جهان دو نوع مسافر ( جسم وروح ) راهىِ طريق تكامل ورهسپار مقصد نهايىاند وهر دو احتياج به توشه دارند وتعبير ديگر اين دو گروه هر دو ابن السبيل ودر ما بين مبدأ ومقصد ، ونيازمند آنند كه از زكات رحمت حق زاد يابند واز خمس نعمتش خدمت شوند .
ونخست بايد به آنها توشه بخشيد كه كلمهء وهّاب اشاره به آنكه بخشيده است وسپس آنها را به حقايق وكيف وكم آن ومقدار وطريق مصرف هدايت كرد كه آيههاى زير بيانگر آن هدايت است .
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى . « 3 » الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى . « 4 » لازم به نظر مىرسد حال اين دو مسافر را با مثالي چند روشن كنيم :
مثال أول در حركت أجسام : صد كيلو حبهء گندم را كشاورزى در زير خاك پنهان مىكند . گندمها از حين شكافتن شروع به حركت كرده ، به راه مىافتند كه پس از چند ماه در حالي كه وارد انبار كشاورز مىشوند ، به هزار كيلو رسيدهاند . آنچه را در اين
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 1 ، ص 803 ( وهب ) .
( 2 ) . أطيب البيان في تفسير القرآن ، عبد الحسين طيب ، ج 3 ، ص 116 .
( 3 ) . سورهء طه ، آيهء 50 .
( 4 ) . سورهء أعلى ، آيات 2 - 3 .