تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
قرآن را بفهمند وبشناسند واندك تأملى در محتواى آن ( احكام وقوانين أصولي ، اخلاقى ، فروعى ، علوم ، حكمت ، اندرز ) بكنند ، پى مىبرند كه اين كتاب را تناسبى با حال زورمندان وطلاداران وروحانيان محط نظر آن‌ها نيست . « 1 » چگونه ممكن است اين كتاب را به منظور پياده كردن در ميان اجتماع به دست مظهرهاى زور وجبارانى سپرد كه قدرتشان ، شمشير ، تكيه‌گاهشان سرنيزه ، سخن‌شان فرمان قتل ، فرمانبرشان قلدران وقداره بندان وجلادان ، اعوانشان حيله‌گران وسياست‌بازان ورياست‌طلبان ، سرمايه‌شان زور ؛ مخالفتشان شكنجه وشلاق ومرگ ، فضايلشان مدح‌هاى دروغين وثناهاى پوچ ، مداحشان شعراى بىوجدان ، روحانيان خود فروخته ، همنشين شبشان رقاصه‌ها ، قماربازها پياله به دست‌ها ، همتشان ، هوى ، رياست ، شكم وشهوت ، آرمانشان ادامهء استبداد وزور ، گسترش ظلم ، ايجاد خفقان خون ، توليد فضاى خون ، روان ساختن جوى خون وآشاميدن شراب خون ! چگونه مىشود اجراى اين برنامه را به كسى واگذار كرد كه قدرتش ، طلا ونقره ، همتش تورم ثروت وفروشدن در لجنزار مال ، تكيه‌گاهش دنيا ، سخنش ، نرخ أجناس ، خريد وفروش ، فضايلش حرص وطمع ، قساوت وغفلت ، كردارش ريا ، احتكار ، پس‌انداز تورمى ، شب‌نشينىاش شام وشراب وشهوت آرمانش ، فلج كردن ، فقير ساختن ، مكيدن خون ، ايده‌اش استثمار . يا به كسى تحويل داد كه تكيه‌گاهش جن وجادو ، يارانش طاغوت‌ها وطلاداران ، سرمايه‌اش تزوير وتحريف ، كردارش دروغ ونيرنگ ، فضيلتش ريا وسمعه ، آرمانش استحمار باشد ! بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ . بلكه طايفه قريش هنوز عذاب مرا نچشيده‌اند ، عذابي كه براي گردنكشان تاريخ
هامش
( 1 ) . أنوار التنزيل ، ج 5 ، ص 25 .