هدايت جامعه به دست أو انجام يابد ، پس چرا آن فرد محمد صلى الله عليه وآله فرزند عبداللَّه باشد ؟ !
ولى در اين آية فقط تعجب واستبعاد آنها ذكر شده واما اينكه چه فردى يا افرادى را در نظر داشتهاند ، بيان نشده ؛ لكن از آية ( 31 و 32 سورهء زخرف ) غرضشان تا حدى روشن مىشود كه مىفرمايد :
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ . « 1 » طايفهء قريش گفتند : چرا اين قرآن به يكى از رجال بزرگ دو شهرستان ( مكة وطايف ) فرود نيامده ؟ عجبا آيا رحمت پروردگارت را آنها پخش مىكنند ؟
در صورتي كه وسايل زندگى آنها را در اين جهان ما قسمت كرديم وما برخى از آنان را بر برخى ديگر به چنين برابر برترى داديم كه يكديگر را زير سلطه بگيرند وهمانا رحمت پروردگار تو از آنچه آنها به جمعش مىكوشند ، بهتر است .
وبالجملة از اين آية واز ما قبل وما بعد آية مورد بحث چنين برمىآيد كه قريش مىگفتند بايد يكى از چهرههاى معروف آن روز براي رسالت جامعه وفراگرفتن وفرود آوردن ذكر ، از طرف مبدأ أعلى انتخاب شود وبطبع الحال يا چهرههاى زور را مىگفتهاند مانند وليدبن مغيره ويا چهرههاى زر ويا چهرههايى از روحانيت آن عصر را كه منطبق به كاهنها وجادوگران مىشده است ، پس قهراً چهرهء تزوير بوده است .
ولى قرآن مجيد در جواب اين اعتراض ابتدأ چنين مىگويد كه اين ملت دربارهء ذكر ( قرآن ) وتشخيص وپى بردن به حقايق آن در شكاند . مراد اينكه اگر اينان
هامش
( 1 ) . سورهء زخرف ، آيات 31 - 32 .