پيامبر با آنها ارتباطي نداشت ونه فقط روى خوشى به آنها نشان نداد ؛ بلكه عليه آنها سخن گفته ، سپس قيام كرد . چون عدهاى از طبقه پايينتر دعوت پيامبر را أجابت كردند وتشكل وسامانى يافتند وشمشير به دست گرفتند ، نخستين حملهء خود را به صاحبان زور وقدرت وديكتاتورها وبورژوازها وسرمايهداران وزرمندان مكة ومدينه وساير نقاط حجاز نمودند ، تا آنجا كه قدرتها را ساقط وزور وزر را از سلطه انداخته ، حكومتى عليه زور وضد زر تشكيل دادند .
در أوايل بعثت ، هنگامى كه سورهء مدّثّر نازل شد كه : « اى پيامبر واى گليم بر خود پيچيده ! از جا برخيز ، قيام كن ونهضت بياغاز ؛ بيم ده وبترسان وخداى خويش را كه در انظار بشرى به طرز ديگرى معرفى شده وچنان سقوط وتنزل كرده كه قابل انطباق با چندين مجسمهء بىروح شده ، معرفى وبزرگ كن » . « 1 » لبهء تيز حملهاش به مقتدرترين فرد مكة وسرمايهدارترين آنها بود كه مىفرمايد :
ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُوداً وَبَنِينَ شُهُوداً وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً « 2 » . . . سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ . « 3 » پيامبرم ! آن كسى كه أو را خود آفريده ويگانه قريشش كردهام ، به من واگذار . من براي وى ثروتى گسترده وفرزندانى حاضر خدمت عطا كردم وسيطره وتفوّقى در پهنهء آن محيط به وى دادم وسپس أو در طمع افزايش آن است . ولى ابداً چنين نخواهم كرد ؛ چه آنكه وى به نشانههاى توحيد ما عناد ورزيد . به زودى أو را از گردنه سختى بالا برم وعنقريب در سقرش درافكنم . وتو چه مىدانى كه سقر چيست ؟ شعلهاش بشره را دگرگون مىسازد وهيچ از گوشت واستخوان انساني باقي نمىگذارد .
هامش
( 1 ) . سورهء مدثر ، آيات 1 - 3 .
( 2 ) . همان ، آيات 11 - 17 .
( 3 ) . همان ، آيات 26 - 30 .