پس توضيح دو آيهء فوق چنين است : « وَانْطَلَقَ الْمَلأُ مِنْهُم » اشراف قريش از حضور محمد صلى الله عليه وآله رفتند وبه عنوان تخلف از پيشنهادش پراكنده شدند . « انِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُم » كلمهء « انْ » ممكن است براي تفسير باشد وكلمه « قائلين » بعد از آن در تقدير گرفته شود ومراد اينكه مفاد ومعناى انطلاق آنها اين گفتار وتوصيه بود كه بر رويهء خويش مشى كنيد وبر خدايان خود صبر . « 1 » وممكن است كلمهء « انْ » مصدريه باشد « 2 » ومعنى آنكه « مُوصينَ بِالْمَشْىِ » . به هر حال ، مراد از مشى در اينجا ادامه دادن روش قبلي است كه آنها به يكديگر يا سرانشان به زيردستان توصيه مىكردند كه در اعتقاد به قداست ، دانش ، آگاهى ، شفاعت ، قدرت انجام خواستهها ، وصاحب رحمت وغضب بودن خدايان محكم وپابرجا باشند .
همچنين در روش عملىشان از قبيل خضوع وكرنش در برابر آنها ، مشورت با آنها ، جلب نظرشان در أمور زندگى ، وهديه بردن ذبايح وقرباني به پيشگاهشان ثابت قدم باشند وَاصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ يعنى در انجام أمور فوق ، صبر وشكيبايى را از دست مدهيد .
إِنَّ هذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ . « هذا » ، اشاره به مطلبي است كه پيامبر به سوى آن دعوت مىكرد ؛ يعنى اعتراف وقبولى توحيد وتسليم در برابر آن . بنا بر اين معنى لَشَيْءٌ يُرَادُ چنين مىشود كه اين توحيد ودعوت مردم ، مراد ومقتضا هواي نفس محمد صلى الله عليه وآله وخواستهء حب رياست أو است ؛ چنانچه در دعوت حضرت نوح نيز چنين جوابي را مَلأَ قوم گفتند :
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ . « 3 » اشرافى كه از قوم نوح كافر شده بودند ، گفتند : نوح ، جز بشرى مانند شما
هامش
( 1 ) . أنوار التنزيل ، عبداللَّه بيضاوى ، ج 5 ، ص 24 .
( 2 ) . زبدة التفاسير ، ملافتحاللَّه كاشاني ، ج 5 ، ص 93 .
( 3 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 24 .