نيست ؛ أو مىخواهد بر شما برترى جويد .
ممكن است مراد ملأ ، اين بوده كه پيدا شدن چنين فردى ميان ماها يا مطرح كردنش پديده نبوت را از جمله مصايبى است كه طبق ارادهء دهر وقهر طبيعت پيش آمده ، بايد در مقابل آن ، مقاومت وصبر نشان داد .
ما سَمِعْنا بِهذا فِى الْمِلِّةِ الاخِرَةِ .
يعنى : ما چنين مطلبي را ( توحيد ويگانگى خدا ) در أقوام زمان أخير ( مثلًا يك يا دو قرن متصل به ما ) نشنيدهايم . يا مراد آنكه در ميان آخرين ملت از صاحبان شريعت - كه ملت عيسى باشد - ، شنيده نشده ؛ چه آنكه آنها نيز حداقل سه خدا را قائلاند نه يك خدا . پس در نتيجة انْ هذا الَّا اخْتِلاقٌ اين دعوت جز اين نيست كه آفريده دست محمد صلى الله عليه وآله است وبافته شده كارگاه شخص وى . « 1 » در ذيل اين دو آية توجه به چند مطلب مناسب است :
أول جملهء وَانْطَلَقَ الْمَلُا مِنْهُم ، روشنگر حقيقتي است - كه شايد بر عدهاى مخفى باشد - ، وآن اينكه از جمله اشكالها وسمپاشىها كه ضدمذهبىها دارند ، اين است كه دين به تمام شئونش - از روز أول اجتماعات بشرى وشكل گرفتن زندگى دسته جمعى - از خدا تا معاد ومجازات آخرتى ، ساختهء أفكار جباران وزورگويان واختلاق وبافتهء دست صاحبان قدرت وديكتاتورهاى زمان بوده ، بدان جهت كه بر طبقههاى پايينتر تسلط پيدا كنند وبر گردهء آنها سوار شوند وجان ومال آنها را در اختيار استبداد خويش درآورند وكمر حيات اقتصادى آنها را با مالياتها واقسام استخدام بشكنند . آنان مسئله خدا ودين وروز پاداش را درست كردهاند تا طبقه رنجيده را از شوريدن وانفجار عليه ظلمشان آرام كنند كه خدا صابران را اجرى جزيل عنايت خواهد كرد ! ! واين دنياي دنى ارزش پَر مگسى را ندارد ! وانسان نبايد در راه تحصيل وحفظ دنيا وقت گرانبهاى خود را مصرف كند يا با كسى درافتد ، وغير ذلك .
هامش
( 1 ) . تفسير جوامع الجامع ، ج 3 ، ص 427 ؛ معالم التنزيل ، ج 4 ، ص 54 .