فرموده « 1 » ؛ چنانچه مفاد آيات زير نيز شاهد اين مدعا است ؛ چه آنكه مقصود از همه اثبات توحيد است نه اثبات صانع .
1 - لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ . « 2 » اگر در آسمان وزمين خدايانى غير اللَّه مىبودند ، حتماً آن دو فاسد وتباه مىگشتند . پس منزه وپاك است سلطان سرير وجود ، از آنچه آنان مىستايند .
2 - قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا . « 3 » اى پيامبر ! بگو : اگر همراه اللَّه ، خدايان ديگرى بود چنانچه اينان مىگويند ، حتماً در چنين فرض آنها به خداى صاحب عرش ( بدان جهت كه بر أو پيروز شوند ، يا مطيع فرمانش گردند ) راه مىجستند .
بدين مناسبت است كه مىبينيم پيامبر أكرم أهل كتاب را به همان طرز دعوت مىكند كه ديگران را ؛ چنانكه خداوند مىفرمايد :
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً . « 4 » اى أهل كتاب ! بياييد به سوى كلمهاى - كه ميان ما وشما برابر ومساوى است - كه جز اللَّه ، كسى را نپرستيم وبر ذات اقدسش انباز نگيريم .
در اين آية ، أهل كتاب را به سوى كلمهء متساوي وواحد دعوت مىكند ومراد ، كلمهاى است كه هيچ رسولي وكتابي در آن اختلاف نداشته ، وسپس آن را تفسير مىكند به « لا نعبد الا اللَّه » . پس معلوم مىشود همان معنى از دعوت به توحيد كه به أهل كتاب متوجه مىكند براي أمم ديگر نيز متوجه بوده است .
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 1 ، ص 51 ؛ مسند أحمد ، ج 5 ، ص 371 ( قولوا لا اله الا اللَّه تفلحوا ) .
( 2 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 22 .
( 3 ) . سورهء اسراء ، آيهء 42 .
( 4 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 64 .