اثبات رسالت خويش ابراز مىداشت ، جادو فرض مىكردند وآنچه از احكام وبرنامه بيان مىكرد ، همه را دروغ مىپنداشتند ودر نتيجة مىگفتند : « ساحر كذّاب » أي كثير الكذب .
تفسير آيهء 5
أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلها وَاحِداً إِنَّ هذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ .
أو همه خدايان را تبديل به يك خدا كرده ؛ جز اين نيست كه اين حرف ، امرى تعجبآور است .
تفسير :
« اله » ، اسمى است عام به معنى « معبود » يا « حيرتانگيز » ؛ « 1 » چه آنكه صيغهء اصلى آن ، مصدر به معنى مفعول است « 2 » ، كه اگر از باب « منع » گرفته شود ، به معنى « پرستش شده » يا قابل پرستش بوده واگر از باب « علم » باشد ، به معنى ذاتي است كه خرد در تشخيصش حيران است .
و « اللَّه » اسمى است خاص كه بر ذات پروردگار واجب الوجود وموجد عالم ، وضع شده است . « 3 » واطلاق اله بر خداوند ، بدان جهت است كه أو مورد پرستش است ؛ يا بدان جهت كه عقل وخرد در ادراك كنه ذاتش قاصر وعاجز است وجز بدين مقدار كه أو موجودى داراى صفات كمال وجمال است ، راهى براي ادراك ذات أو نيست ؛ چنانچه در سخنان رهبر چهارم امام علىبن الحسين چنين آمده است :
وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طريقاً إلى مَعْرِفَتِكَ الَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ . « 4 »
يعنى : « خداوندا ! براي آفريدهات راهى بر شناخت حقيقت ذاتت جز اعتراف به ناتوانى ونارسايى از معرفتت قرار ندادهاى » .
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 82 ( اله ) .
( 2 ) . عكبرى ، عبداللَّه ، التبيان في اعراب القرآن ، ص 11 .
( 3 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 82 ( اله ) .
( 4 ) . بحارالأنوار ، ج 94 ، ص 150 ( مناجاة العارفين ) .