وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْووا إِلَى الْكَهْفِ . « 1 » اينان قوم ما هستند كه غير از اللَّه خدايانى اتخاذ كردهاند چرا اينها دليل روشنى بر الوهيت آنها نمىآورند ؟ . . . چون از اين گروه واز خدايان باطلشان به دور شديد ، به سوى آن غار پناهنده شويد .
ملاحظه مىكنيد كه « اللَّه » را از « ما يَعْبُدُونَ » استثنا مىكند ومراد آنكه از آنچه غير از خداوند مىپرستند ، كنارهگيرى كنيد . بنا بر اين مىتوان گفت مفاد آياتي كه دربارهء دعوت أنبيا وارد شده ، اين است كه هدف أصيل وغرض مهم آنها دعوت به توحيد در مقابل شرك بوده ونه دعوت به وجود خدا در مقابل نفى آن . همچنين از آياتي كه در بيان نخستين برنامهء دعوت آنها وارد شده به وضوح پيداست كه سخن در مقام اثبات وجود أو نيست ؛ بلكه در مقام نفى شريك است : مانند آيات زير :
1 - وَلَقَدْ أَرْسْلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ أَن لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ . « 2 » ما نوح را به سوى قومش فرستاديم كه بگويد : من با بيان روشن ، شما را برحذر مىدارم از آنكه غير از خدا بپرستيد .
2 - إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ . « 3 » بر قوم عاد وثمود از هر جانب ، پيامبرانى آمدند كه غير خدا نپرستيد .
اصولًا بعيد نيست بگوييم در ميان مجامع بشرى ، ملت وجامعهاى نبوده كه خدا را منكر باشند ، وآفرينش آسمانها وزمين وموجودات ديگر را به بتها يا غير آن از معبوداتى كه در ميان بشر در طول تاريخ اتخاذ شده ، نسبت دهند . بلكه همهء آنها به عنوان شريك در أصل خلقت ، يا در تصرف وتدبير ، يا موجودى مطيع أوامر أو ، يا شفيع وواسطهء در تكوين ، مورد پرستش وخضوع واقع شده است .
بدين مناسبت است كه ابتدأ دعوت پيغمبر أكرم نيز از توحيد شروع شده ولا إله الا اللَّه را در برابر مشركان ، به عنوان نفى معبودات آنها غير از « اللَّه تعالى » القاء
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيات 15 - 16 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيات 25 - 26 .
( 3 ) . سورهء فصلت ، آيهء 14 .