الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَداً . « 1 » اى پيامبر ، به مردم بگو كه به من وحى شده گروهى از جن ، قرآن را استماع كرده ، سپس به قوم خويش چنين گفتهاند : قرآن عجيب وشگفتآورى را شنيديم كه بشر را به سوى سعادت وفلاح هدايت مىكند ؛ به آن ، ايمان آورديم وهرگز كسى را به پروردگار خود شريك نخواهيم كرد .
پس آيهء مورد بحث در مقام نفى اين اعتقاد است كه بايد پيامبر انسانها مَلَك باشد ؛ نه در مقام اثبات آنكه بايد پيغمبر هر جنسي از سنخ خود أو باشد .
سوم : احتمال مىرود كه تعجب كفار قريش از اين جهت بوده كه چگونه مىشود از خود آنها كه طايفهء امّى ودرس نخواندهاند ، پيامبرى مبعوث شود وبدين سبب أو را تكذيب كردند وساحر ناميدند . « 2 » بنا بر اين نيز در اين آية جواب زعم فاسد آنها ذكر نشده ؛ ولى در آيات ديگر به اين عنوان اشاره شده است كه نبوت ، انتخاب الهى است وأو هر كس را بخواهد مورد اصْطِفا وانتخاب قرار مىدهد .
اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ . « 3 » اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ . « 4 » اين گمان به حسب ظاهر گمان مستبعد وبىجايى نيست ؛ زيرا اجتماعي كه در ابعاد مختلفش ( فرهنگ ، أدب ، سياست ، طب ، قدرت نظامى ، وحدت اجتماعي وغيره ) منحط وساقط وعقب افتاده است چگونه ممكن است از ميانشان فردى به رسالت انتخاب شود ؟ در صورتي كه وظيفهء رسول ، امامت ، رهبرى ، ابلاغ احكام واجراى آن ، زعامت ، ادارهء أمور ، ولايت وسرپرستى اجتماع وبالآخرة تصدى به تمام شؤون يك رهبر وزعيم ملت وولى ومدير أمور جامعه است واين وظيفة ، جز از انساني ذات الابعاد ، عالمي دانشمند ومتخصص در فنون مختلفه ساخته نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء جن ، آيات 1 - 2 .
( 2 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 8 ، ص 543 .
( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 124 .
( 4 ) . سورهء حج ، آيهء 75 .