اگر ما فرستاده خود را فرشتهاى قرار مىداديم ، حتماً به صورت مردى در مىآورديم واز پوشاكشان بر أو مىپوشانديم .
بنا بر اين ، مقصود از آيهء مورد بحث ، فقط بيان عقيدهء كفار است كه جواب آن مذكور نگشته واحاله به وضوح يا به موارد ديگر از آيات قرآن شده است وحاصل جواب آنكه مانعى نيست پيامبر هر ملتى بايد از جنس آن ملت باشد ؛ پيغمبر انسانها از انسان ، واجنّه از جن باشد . پس تعجب كفار ، بىوجه است ومراد آن نيست كه هر طايفهاى پيغمبرش بايد از جنس خودش باشد ؛ زيرا پيامبر اجِنّه از اجنّه نيست بلكه از انسانها است . چنانچه از برخى آيات استفاده مىشود كه اجنّهء عصر حضرت موسى أو را به پيامبرى شناخته وتورات أو را قبول داشتهاند وپيامبر اجنّهء زمان پيامبر اسلام ، خود آن حضرت بوده ؛ چنانچه مىفرمايد :
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْ إِلَى قَوْمِهِم مُنذِرِينَ قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِن ذُنُوبِكُمْ . « 1 » به يادت باشد هنگامى كه گروهى از ناپيداها را به سويت روانه داشتيم كه اين قرآن را بشنوند . به هنگامى كه در محل استماع حضور يافتند به همديگر گفتند : ساكت ؛ وپس از تمام شدن قرائت ، بهسوى طايفهء خويش انذاركنان برگشتند ، گفتند : اى طايفهء ما ، به راستى كتابي را كه پس از تورات موسى فرود آمده ، به گوش خود شنيديم . آن كتاب همه كتابهاى آسمانى گذشته را تصديق داشت وهدايت ، به سوى حق وراه راست مىكرد . اى طايفه ما ، شما دعوتكننده خدا را پاسخ دهيد وبه خدا ايمان آوريد . باشد از گناهان شما درگذرد واز عذابي دردناك رهايى بخشد .
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجباً يَهْدِي إِلَى
هامش
( 1 ) . سورهء احقاف ، آيات 29 - 31 .