تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
عمل آن دفعي ويك باره‌اىمى باشد : نخستين كار تدريجي خداوند عبارت از اين است كه خداوند نخست پيكر آدم وحوّا را آفريد ودر آنها روح دميد وبه تدريج ، از نسل آنها فرزندانى تا روز قيامت قرار داد وسفره گسترده جهان را با نعمت‌هاى متنوع در اختيارشان گذاشت وبراي هر يك مدّت زماني معين از عمر مشخص ساخت تا از اين خوان پر بركت وجود بهره‌مند گردند وهر يك پس از مدتي زندگى ، دنيا را بدرود گفته وجاى خويش را به ديگران بسپارند . بنا بر اين ، خلقت انسان‌ها به طور دفعي ويك باره‌اى نيست ، بلكه تدريجاً ، از آغاز خلقت تا پايان عمر بشر ، در اين كره خاك به وجود آمده وپس از گذراندن عمر مىميرند . فلاسفه ، نفوس انسان را نامتناهى مىدانند ؛ چنان كه اخترشناسان - كه با تلسكوب‌هاى قوى به تماشاى آسمان مىنشينند وميليون‌ها ستاره ريز ودرشت وسحابى وكهكشان را از نظر مىگذرانند - از وجود آن همه أجسام نوراني به شگفت افتاده ومىگويند شمار آنها نامتناهى است ؛ ولى واقعيت ، اين است كه اين تعبير بىنهايت ، نسبت به ضعف ومحدوديت علم وآگاهى ما انسان‌هاى ضعيف است وگرنه از نظر پروردگار موجودى بىنهايت وجود ندارد . وهر چه هست ، حدّ ونهايتى برايش مقدّر گرديده است وخداوند خود از آن آگاه ومطّلع مىباشد . نفوس بشر نيز نامتناهى نيست وتعدادشان در لوح مفحوظ به طور دقيق ثبت وضبط مىباشد ؛ چنان كه شمار ستارگان براي خداوند معلوم ومشخص است . پس آفرينش انسان‌ها يك عمل تدريجي است . وعمل تدريجي دوم خداوند ، مرگ آنهاست . وهمان گونه كه آنها به تدريج به دنيا مىآيند ، نيز به تدريج از جهان رخت بر مىبندند وبدين ترتيب ، قافله بزرگ بشريت از اين عالم به سوى عالم برزخ در حركت‌اند تا آن گاه كه قيامت فرا رسد .

برانگيختن دفعي انسان‌ها

عمل سوم خداوند در بارهء انسان - كه عمل دفعي ويك باره‌اى است - برانگيختن