ستايشها وثناها وتوصيفها از آن خداست ؛ چرا كه همه را أو آفريده است .
وَلَوْ أَنَّمَا فِى الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكيمٌ ؛ « 1 » اگر آنچه روى زمين است ، از درختان قلم شوند ، ودريا براي آن مركب گردد وهفت دريا به آن افزوده شود ، اينها همه تمام مىشوند واما كلمات خدا پايان نمىگيرد . خداوند عزيز وحكيم است .
هفت كناية از افزايش عدد است
عدد هفت ، در فرهنگ عرب ، هميشه براي هفت شئ به كار نمىرود ، بلكه گاهى كناية از افزايش وزيادى است . لذا بعضي از مفسرين مىگويند : « سَبْعَةُ ابْحرُ » ، اگر هفت دريا هم به آن افزوده شود ، معنايش اين است كه اگر تعداد زياد ديگرى دريا تبديل به مركب گردد وتمام أشجار روى زمين قلم نويسندگان شوند ، از عهده نوشتن ومحاسبه كلمات اللَّه برنخواهند آمد . لابد اين تعداد بسيار قلم ، ووجود آن همه مركب ، همان تعداد نويسنده را هم از انسان وجن وفرشته لازم دارد ؛ ولى در آيهء شريفه به آنها اشارهاى نشده است .
كلمات خداوند
منظور از « كلمات اللَّه » چيست ؟ بعضي از مفسّران احتمال دادهاند كه مقصود از « كلمات اللَّه » علوم خدا باشد . وبنا بر اين ، آية اشاره به علم بي پايان الهى است ؛ چه اين كه خداوند همان گونه كه ذاتش بىنهايت است وبراي أو آغاز وپايانى تصور نمىگردد ، علم أو نيز نامحدود وبىنهايت است وبىنهايت ، هرگز قابل محاسبه واندازهگيرى نمىباشد . ما انسانها هستيم كه در علم وعمل وصفات وزندگى وهمه چيز محدوديم وبه همين دليل قابل تقدير واندازهگيرى مىباشيم وهر يك از ما داراى دانشى معين واعمالي مشخص وعمرى محدود مىباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 27 .