احتمال دوم ، اين است كه منظور از « كلمات اللَّه » پديدههاى خلقتاند ؛ چه اين كه در قرآن از « مسيح » به عنوان كلمه خدا ياد شده است وأو هم يكى از پديدهها وآفريدههاى الهى مىباشد . بنا بر اين ، كلمه يعنى آنچه به اراده الهى خلق گرديده است . بدين ترتيب ، آية به تعداد بىشمار مخلوقات خداوند اشاره دارد . وقتي كه در خون يك انسان آن همه مخلوقات ريز به نام گلبول وجود دارد ، اگر بخواهند تمام گلبولهاى خون تمام انسانهاى روى زمين را به حساب آورند ، ويا تمام موجودات ذرهبينى را - كه در هوا ودر آب وجود دارند - با أرقام واعداد نشان دهند ، آيا اظهار عجز نخواهند كرد ؟ تا چه رسد به تمام پديدههاى بزرگ وكوچك جهان هستى كه هنوز به بسيارى از آنها اطلاعات ودانش بشر پى برده است .
عزيز حكيم
« انّ اللَّه عزيز حكيم ؛ خداوند مقتدر وپيروز وكأرش روى حكمت وتدبير مىباشد » .
همان گونه كه روح انسان بر جسد أو تسلط دارد ، خداوند هم بر تمام كائنات تسلط دارد . مثال بالاتر از آن هم زده شده وآن تسلط روح بر انديشه وفكر انسان است .
گاهى سلطه روح بر بدن ضعيف مىشود ، ولى سلطه أو بر فكر وانديشه همچنان باقي مىماند ؛ مثلًا انسان بيمار است ودر بستر آرميده ، در اين حال ، روح تمايل به حركت بدن وراه رفتن آن دارد ، اما بدن از حركت عاجز است ؛ ولى در همان حال ، انديشه وفكر باغهايى پر از ميوه در عالم خيال مىآفريند ويكباره آن را رها نموده وبه چيز ديگر مىانديشد ودر حقيقت ، روح است كه اين انديشهها را ايجاد مىنمايد ولحظهاى بعد ، آن را به فراموشى مىسپارد وبه سراغ انديشهاى ديگر مىرود . پس چنان كه روح بر انديشه آدمي مسلط است ، خداوند هم بر جهان آفرينش تسلط دارد وهر پديدهاى را كه بخواهد خلق مىنمايد ويا پس از خلقت از ميان مىبرد ، ولى كار أو روى حكمت است واين خلق ونابود كردن بىحساب نمىباشد . وبه همين دليل ، پس از « عزيز » ، به صفت ديگر « اللَّه » - كه حكيم است - اشاره فرموده است .
البتة تسلط روح بر جسم وانديشه ما تسلطى محدود است ، اما تسلط خداوند بر