بعضي از ضروريات دين را منكر گردد ، كافر گفته مىشود . بعضي از دوستان گاهى از ما مىپرسند كه ميزان تشخيص بين مسلمان وكافر چيست ؟ من از اين فرصت مناسبى كه در مورد تفسير اين آية پيش آمده است ، استفاده نموده وبه اين سؤال پاسخ مىگويم .
فرق مسلمان وكافر
معناى كفر شرعي اين است كه انسان همه أصول عقايد اسلامى ويا يكى از آنها را منكر شود ؛ مثلًا توحيد يا يكى از صفات الهى مانند علم ويا قدرت خداوند ويا عدل أو را انكار نمايد ويا به انكار معاد بپردازد . البتة اگر انكار امامت نمايد ، به أو كافر گفته نمىشود ؛ مانند برادران أهل سنت ما كه مسلماناند ودر عين حال به امامت - كه شيعه به آن معتقد است - قايل نمىباشند .
فقها به منكر يكى از فروع دين نيز كافر مىگويند ؛ چرا كه فروع دين از جمله پيام ورسالت پيامبر است ، چنان كه نماز ويا روزه را پيامبر آورده وانكار به آن به انكار رسالت ونبوت پيامبر بازمىگردد كه يكى از أصول اعتقادي مىباشد وبنا بر اين ، موجب كفر است .
وگاهى انجام يك عمل انسان را از اسلام خارج ودر زمرهء كفار داخل مىسازد ؛ مانند اين كه شخصي - نعوذ باللَّه - قرآن را در آتش افكنده وبسوزاند ويا به ساحت مقدس رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله اهانتى روا دارد ويا نسبت به يكى از أئمة معصومين عليهم السلام ناسزا بگويد .
بنا بر اين ، آنچه انسان را از اسلام خارج مىسازد سه چيز است :
1 . انكار مسائل اعتقادي ،
2 . انكار فروع ديني كه منجر به تكذيب نبوت گردد ،
3 . عملي كه اهانت به خدا ويا به پيامبر صلى الله عليه وآله وأئمة عليهم السلام باشد .
كافران عصر پيامبر همانهايى بودند كه رسالت وى را انكار مىنمودند ويا به انكار معاد مىپرداختند ، اكنون مىپردازيم به آيهاى كه در آغاز اين بحث مطرح