معناى « شئ » است ؛ يعنى همه اشيا به سوى خدا مىروند وصيرورت هر چيز به جانب « اللَّه » است وگاه به معناى فرمان است . خداوند صاحب دستور واقعي است وهر كس در دنيا حكم ودستوري مىدهد ، بايد نشأت گرفته از دستور أو باشد .
پيامبران هم فرامينشان را از خدا گرفته وبه مردم ابلاغ مىنمايند . اگر فقيه هم ولايت دارد ، حكم أو لازمالاجر است ، براي اين كه برداشت أو از كتاب خدا وسنت پيامبر است . ولذا در جاى ديگر قرآن مىفرمايد : « وله الحكم ؛ حكم وفرمان براي خداست » ؛ يعنى جز فرمان أو فرماني نيست . پس أطاعت از غير آن لازم نمىباشد .
رئيس جمهور ، دولت ، مجلس وهر فرد وارگانى هم كه از سوى ولى فقيه ورهبر منصوب شود ، از اين نظر موافقت دستور آنها لازم است كه با ولايت فقيه ارتباط مىيابد . پس همه فرمانها به خداوند منتهى مىگردد .
معناى أول هم با آية قابل انطباق است ؛ زيرا خداوند است كه در نهايت ، به اعمال نيك وبد ، پاداش وكيفر مىدهد ، ودر قيامت به حساب عمل هر كس رسيدگى خواهد نمود . معناى دوم - كه امر در آية به معناى « شئ » باشد - نيز صحيح است ؛ چه اين كه تمام موجودات اين جهان از كوچكترين ذرات أتم تا بزرگترين كهكشانها وجود وحركتشان را از خداوند گرفته ودر نهايت ، به دستور أو پايان مىيابند ودر سورهء مباركه « تكوير » به چنين نهايتى اشاره شده است :
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ . . . ؛
هنگامى كه خورشيد تاريك وستارگان تيره شوند . . .
ميزان تشخيص بين مسلمان وكافر
وَمَن كفَرَ فَلَا يحْزُنك كفْرُهُ إِلَينَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ « 1 » ( اى رسول گرامى ، ) وكسى كه كافر گردد ، كفرش تو را محزون نسازد .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 23 .