وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ؛ « 1 » هر كس كه با تسليم ورضا به سوى خدا روى آورد ونيكوكار باشد ، پس به محكمترين دستگيره الهى چنگ زده وهمانا پايان كار به سوى خداست .
توجه به پروردگار
هر كس بايد توجه باطني أو به « اللَّه » باشد ؛ يعنى فكر ومغز وروحش در برابر دستورات الهى تسليم وفرمانبردار باشد . قرآن در اين آيهء شريفه ، از اعتقاد وتسليم مزبور به « تسليم وجه » تعبير نموده است . البتة وجه به معناى چهره ورخ مىباشد ، ولى در اينجا منظور ، روى قلب است ؛ يعنى دل به چيزى جز فرامين « اللَّه » نسپرد ومتوجه غير أو نباشد . سپس اضافه مىنمايد : « وهو محسن » . ممكن است كسى در مرحله اعتقاد چيزى را بپذيرد ، اما طبق آن اعتقاد عمل ننمايد . ولذا آية مىفرمايد ، هم از نظر اعتقادي پذيراى دستورات وفرمودههاى الهى باشد وهر در مرحله عمل به مقتضاى عقيدهاش عمل نمايد ؛ چنان كه در آيات ديگر ايمان وعمل صالح در كنار هم آمده است . پس اگر انسان اين دو را دارا باشد ، به حلقه محكم وناگسستنى دست يافته است وبه اصطلاح هم از حكمت نظري برخوردار گرديده وهم به حكمت عملي رسيده است . « عروه » در زبان عربى به معناى حلقه است و « وثقى » به معناى محكم ومطمئن مىباشد . پس تمسك به « عروة الوثقى » به معناى چنگ زدن وگرفتن آن حلقه معنوي است كه انسان را از سقوط در عذاب آخرت وبدبختىهايى كه معلول گرايشهاى شركآلود مىباشد ، رهايى مىبخشد وبه بهشت مىرساند .
عاقبت أمور به سوى خداست
وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ؛ عاقبت وخاتمه أمور به سوى « اللَّه » است » . امر گاهى به معناى كار است ؛ يعنى در نهايت ، خداوند به پاداش وكيفر آنها رسيدگى مىنمايد وگاه به
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 22 .