دليل صراط ، حق است و . . . وبدين ترتيب ، براي هر يك از شاخههاى متفرّع از أصول دين هم دليل وبرهان قانعكننده داشته باشد . ونيز با مكتبهاى ديگر هم آشنايى داشته وپاسخ به اشكالات آنها ودلايل بطلانشان را هم بداند .
ولى در فروع دين ، اجتهاد داراى يك درجه بيشتر نيست وآن ، اين است كه هر مسأله فرعى را با كليه ادلّه آن درك نمايد وچنان كه گفتيم ، همه افراد نمىتوانند در مسائل فرعى مجتهد شوند ولذا تقليد براي غير مجتهدين در آنها بىاشكال است .
مسائل مربوط به أصول اعتقادات ودلايل آن در علم كلام مورد بحث قرار مىگيرد . واز اين رو ، به كساني كه در اين بخش مجتهد مىباشند ، متكلم گفته مىشود ؛ ولى فروع دين وتمام مسائل مربوطه به آن در علم فقه مطرح مىشود وبه همين جهت به مجتهدين در اين بخش ، فقيه مىگويند .
با اين توضيح ، معناى تقليدى كه در آية مورد نظر ، از آن انتقاد شده است ، روشن مىگردد ومعلوم مىشود كه چرا سرانجام چنين تقليدى دوزخ سوزان الهى است . وكسى كه در أصول دين به تقليد اكتفا نمايد ، در واقع ، به دعوت شيطان به جانب جهنم پاسخ گفته است : أَ وَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ .
چرا تقليد در فروع است ؟
چرا تقليد در فروع دين جايز يا واجب است ؟ پاسخ به اين سؤال بسيار ساده وروشن است . شما در همين زندگى روزمره خويش وقتي دقت نماييد ، مىبينيد تنها در قسمتهاى محدودى از آن نياز به مراجعه به متخصّص نداريد ؛ مثلًا اگر خودتان بنّا نباشيد ، براي در وپنجره ، لولهكشى وسيمكشى ساختمان وغيره نياز به مراجعه به متخصّصين آنها داريد .
ساختمان وجود خودتان را در نظر بگيريد . براي درمان آن نياز به طبيب پيدا مىنماييد وبراي پوشش بدن ، محتاج به بزّاز وخياط هستيد وبراي تأمين مواد غذايى لازم ، به ديگران - كه هر يك تخصّصى در كار خويش دارند - احتياج خواهيد داشت .