تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
بنا بر اين ، مراجعه به متخصص مسأله‌اى است كه بخشي عظيم از زندگى ما را فراگرفته است . واز سويى نيازى هم نيست كه ما بدانيم مثلًا بيمارى ما كه در اثر تورم غدّه تيروييد است ، اين غدّه اصلًا چيست وجراحى به چه ترتيبي روى آن انجام مىگيرد ويا داروهاى تجويز شده ، چه فعل وانفعالات شيميايى روى موضع درد خواهند داشت . ما تنها كارى كه مىكنيم ، دستورات پزشك را بي چون وچرا مىپذيريم وعمل مىنماييم . واين خود ، تقليد است كه عبارت است از قبول قول ديگران ، بدون دانستن دليل آن . بنا بر اين ، تقليد مسأله‌اى عقلي است واختصاص به مكتب ومذهبي خاص ندارد . انسان در هر موردى كه نياز به چيزى داشته باشد ، اگر خود در آن مورد ، متخصص نباشد ، به حكم عقل ، به متخصّص آن بايد مراجعه نمايد . ولذا عُقلا هم در سرتا سر عالم همين‌گونه عمل مىنمايند . در أمور مذهبي واحكام شرعي هم - كه انسان به فقيه ومجتهد مراجعه نموده واز أو تقليد مىنمايد - روى همين قاعده وقانون عقلايى است . كسى كه بدون داشتن تخصص فقهى به نظر خويش عمل نمايد ، مانند بيمارى است كه با وجود طبيب بر طبق نظريه خود ، به درمان خويش بپردازد ودارو تهيه نمايد . واگر در نتيجة اين درمان نادرست ، بدرود زندگى گويد ، در قيامت جاى عذرى برايش نيست . همين‌طور ، فردى كه بدون توجه به نظريات وفتاواى مجتهد به انجام اعمال مذهبي بپردازد ، اعمال أو باطل بوده ودر قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت . ولى چنان كه گفتيم ، در مورد أصول اعتقادي تقليد از ديگران جايز نيست . واين خود ، يكى از نقاط تفاوت ميان أصول دين وفروع است . البتة در فروع دين هم اگر انسان به مرحله اجتهاد برسد ، ديگر تقليد بر أو جايز نيست . لذا هنگامى كه علما در شاگردانشان قدرت اجتهاد مىبينند ، در اجازه‌نامه اجتهاد أو مىنويسند : يحرم عليه التقليد ؛ تقليد بر أو جايز نيست . وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى