مگر لباس از كجا نازل شده است كه به « أنزلنا » تعبير گرديده است ؟ ودر سوره حديد مىفرمايد :
وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ ؛ « 1 » وآهن را نازل نموديم كه در آن نيرويى است سخت .
در صورتي كه آهن پديد آمده از مواد زمين است واز جاى ديگر نيامده است . لذا در اينجا نيز « أنزلنا » به معناى خلق وآفرينش است . ودليل آن اين است كه نزول وساير واژههاى مشتق آن در هر موردى كه علوّ مكاني ويا معنوي در كار باشد ، به كار مىرود واز آنجا كه وجود از سوى مقام اعلاى واجب الوجود افاضه مىشود ، در اين موارد ، به جاى « خلقنا » كلمه « أنزلنا » استعمال شده است .
راغب در المفردات مىگويد :
النزول في الأصل هو انحطاط من علوّ ؛
نازل شدن به معناى فرودآمدن از بلندى است .
نزول قرآن
استعمال لفظ « نزول » در بارهء قرآن نيز براي اين است كه آيات آن ، از علم أزلي يكباره نزول نموده ودر لوح محفوظ نوشته شده است وبه جرأت مىتوانيم بگوييم در آن هنگام كه چنين نزولى واقع شد ، هنوز از بشر ، در عالم خبري نبود ولذا در سورهء مباركه « الرّحمن » مىخوانيم :
الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ ؛ « 2 » پروردگار رحمان قرآن را تعليم كرد وبشر را آفريد .
گرچه گفته شده كه مقدم شدن تعليم قرآن بر خلق انسان در آية براي شرافت قرآن بر انسان است ، ولى در عين حال كه شرافت قرآن مورد قبول است ، اين تقدم به اين دليل نيست ، بلكه به علت تقدم وجودي آن است ؛ يعنى خداوند نخست قرآن
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ، آيهء 25 .
( 2 ) . سورهء الرحمن ، آيهء 1 - 3 .