فلزات گرانبهايى چون طلا ونقره مىساختند وافراد محروم وبينوا از آهن ، چوب ، خمير ، خرما وغيره . وهنگامى كه در تنگنا قرار مىگرفتند ، بت خميرى ويا خرمايى خود را شكسته ومىخوردند . ودر همان حال ، با خود عهد مىبستند در اولين فرصتى كه به خمير ويا خرما دسترسى پيدا نمايند ، به جاى آن ، بت ديگرى بسازند وبه عبادت آن بپردازند !
معتقدين به انواء
عدهء ديگرى از مشركان مكة معتقد به « انواء » بودند كه عبارت از هيجده ستاره مخصوص بود وتمام حوادث وپديدههاى طبيعي عالم را به آن ستارگان هيجده گانه ارتباط مىدادند ؛ مثلًا هنگامى كه « ثريا » طلوع مىكرد ، هر حادثه خوب يا بدى كه برايشان اتفاق مىافتاد ، آن را از تأثير وجود آن ستاره مىديدند . وبدين ترتيب ، شرك اينان از شرك بت پرستان بدتر بود . بعضي از مشركان هم به رب النوع معتقد بودند ؛ يعنى براي هر نوع از موجودات ، خداى مخصوصى قايل بودند ؛ مثلًا براي نباتات يك خدا وبراي حيوانات اعتقاد به خداى ديگرى داشتند ومجموع آنها را أرباب الأنواع مىگفتند . بنا بر اين ، « ومن اللَّه من يجادل في اللَّه . . . » شامل تمام مشركان مىشود ؛ چه مشركانى كه در عصر نزول قرآن داراى عقايد ياد شده بودند وچه مشركانى كه بعد به گونهاى ديگر براي خداوند شريكي قرار داده بودند ، ولى ادعاى هيچ يك از آنان متكى به دانش وبينش صحيح ويا مُستند به كتابي آسمانى نبوده ونيست وبه همين دليل ، از نظر عقل ومنطق ، فاقد هر گونه اعتباري است ؛ چه رسد به اين كه شايسته اعتقاد وپيروى باشد .
اثبات صانع از طريق وحى
در قسمت گذشته بعضي از راههاى خداشناسى را - كه دليل عليت وبرهان نظم بود - بيان كرديم وگفتيم از اين راهها مىتوان استدلال بر وجود صانع حكيم نمود .
راه ديگر براي اثبات صانع ، راه وحى است . أنبيا قدرت فوق العادهاى را - كه