مسخّر شما ساخته ونعمتهاى خويش را أعم از نعمتهاى ظاهري وباطني بر شما گسترده وافزون گردانيد ، ولى بعضي از مردم ، بدون هيچ دانش وهدايت وكتاب روشنگرى ، در باره خدا به مجادله مىپردازند .
قسمت نخستين اين آيهء شريفه در بارهء نعمتهاى فراوان ومتنوع الهى بود كه تحت تسخير واستفاده انسان قرار دارند ، ودر قسمت پايانى آية ، سخن از كفار ومشركينى است كه با وجود اين همه نعمت ، به انكار ذات مقدس پروردگار پرداخته ويا معتقد به شريك وهمتايى براي أو مىباشند .
اصرار بر شرك
از مردم كساني هستند كه در بارهء خداوند مجادله مىنمايند ؛ مثلًا پيامبر آنها را به ايمان وگرايش به خداوند فرا مىخواند ، ولى آنها ادّعا مىنمايند كه براي اين عالم ، خالق وآفريدگارى نيست ويا مشركين را دعوت به توحيد وترك شرك مىكند ، اما آنها بر همان پندار بي پايه وشرك آلود خويش پافشارى مىنمايند .
آنها در اين ادعا وپندار متكى به علم ومنطقي نيستند . منظور از علم ، در اين آية ، برهان ودليل عقلي ومنطقي است واما معناى « هدى وكتاب منير » ، اين است كه از سوى پروردگار بر قلب آنان ، در اين باره وحى والهامى نشده است واز كتاب روشنگر آسمانى هم برخوردار نمىباشند تا به وسيله آن مطلب خويش را اثبات نمايند . ودر عين حال ، در بارهء چنين پندار بي پايهاى به مجادله ومخاصمه مىپردازند .
دليل انّى ودليل لِمّى
براي اين كه اين مسأله روشنتر شود ، ناچار به مقدمهاى كوتاه اشاره مىنماييم .
علماى علم منطق مىگويند : هنگامى كه ما بخواهيم مطلبي را ثابت كنيم ، مىتوانيم به دو طريق استدلال نماييم كه هر كدام در علم منطق اصطلاحى مخصوص به خود دارد وبه عبارت ديگر ، دلايلى كه براي اثبات يك شئ آورده مىشود ، يا از قبيل دليل « إني » است ويا از قبيل دليل « لِمى » .