است ، ويا اين كه متوجه مىشويد كه دست انساني در پيدايش آنها دخالت داشته وخود به خود به وجود نيامده است ؟ البتة قضاوت شما درمورد هر دو كاغذ به يك گونه نيست ، بلكه كاغذى را كه داراى خطوطى نامنظم است ناشىاز كارى كودكانه وكاغذ ديگر را كار انساني با سواد وفهميده مىدانيد .
اين جهان وسيع وبا عظمت با همهء پديدههاى ريز ودرشت وموجودات زيبا ومتنوعش ، مانند همان صفحه كاغذىاست كه به طور منظم ودقيق خط كشى شده وكلماتي مفيد وبا معنا بر روى آن نگاشته شده است كه با ديدن آن پى به فهم وعلم نويسنده آن مىبريد ؛ اين نظم حاكم بر جهان آفرينش نيز گوياى اين واقعيت است كه پديد آورنده وهستى بخش اين عالم ، خالقي حكيم ، مدبر وعالم ولطيف است ، ونظم وحكمت در تمام موجودات اين جهان از بزرگترين آنها - كه منظومههاى شمسي وكرات بزرگ آسمانى هستند - تا ريزترينشان منظور شده است . پس آيا اين جهان پهناور هستى با اين همه پديدههاى شگفت انگيز وگوناگون ، از آن صفحه نوشته كاغذ كمتر است كه در مورد آن حتما قضاوت خواهيد نمود كه دست موجودى عاقل وعالم در پيدايش خطوط ونوشتههايش دخالت داشته است ؟
مثالي ديگر : درختى را در نظر بگيريد وروى آن با ديد علمي به مطالعه وبررسى بپردازيد . ملاحظه خواهيد كرد كه چگونه اين درخت با ريشههايى كه در دل خاك دارد ، همچون تلمبهاى به مكيدن آب وغذاى متناسب با تنه وشاخ وبرگ خود ، از مواد موجود از زمين مشغول است وبه هر قسمت غذاى لازم آن را مىرساند ؛ مثلًا ميوهها ، نياز به مواد قندى دارند واز اين رو ، از راه تنه وشاخهها اين مادة لازم را به آنها مىرساند وبرگها وشاخهها نياز به مواد ديگر دارند كه آنها را نيز با مواد لازمشان تغذيه مىنمايد .
از مشاهده اين نظم وحكمت دقيق در پديدههاى هستى متوجه مىشويم كه صانع وخالقي حكيم آنها را به وجود آورده وهدفى از خلقت آنها داشته وهيچ
تفسير مبسوط — صفحة 368
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٨