كه نيروى مغزى انسان هم داراى قواى مختلفي است . أرسطو در اين زمينه مىگويد :
بدان كه آدمي را قوهاى است درّاكه كه در وى منقش گردد صُوَر اشيا ؛ چنان كه در آينه .
علم ودانش وفرشتگانى كه كتابهاى آسمانى وبرنامههاى هدايت بشر را از جانب خداوند به پيامبران نازل مىنمايند وملائكة اللَّه - كه انسانها را از شر شياطين حفظ مىكنند ومأموران اداره اين جهاناند - همه از جمله نعمتهاى باطني شمرده مىشوند كه با قواى ظاهر درك نمىشوند ، ولى با قواى باطني وجودشان احساس مىشود . خداوند متعال با اين جمله كوتاه وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ، به تمام اين نعمتها اشاره فرموده است ؛ يعنىهر نعمتي را كه انديشه وفكر بشر مىتواند به آن پى ببرد ، در اين آية آمده است .
أنواع نعمتها
ما اگر بخواهيم تمام نعمتهاى الهى را ، تحت چند عنوان كلى بيان نماييم ، مىتوانيم آنها را در پنج عنوان كلى زير خلاصه نماييم . البتة هر يك از آنها نيز داراى اقسامى است :
1 . نعمت وجود كه خداوند به ما ارزانى داشته است ووالاترين نعمتهاست وتمام نعمتها متفرّع بر آن است ؛ چه اين كه تا انساني وجود پيدا ننمايد ، استفاده از ديگر نعمتها براي أو نامفهوم خواهد بود . بنا بر اين ، نخستين نعمتي كه به بركت آن مىتوان از بقيه نعمتهاى الهى برخوردار شد ، اين است كه خداوند به انسان نعمت وجود بخشيده وجامه هستى را بر أو آراسته است .
2 . نعمت عقل ؛ عقل وخرد وسيله امتياز ومشخص شدن انسان از ديگر موجودات زنده است . حيوانات از اين نعمت بي بهرهاند وبه همين دليل از بعضي نِعَم الهى محروماند . عقل يعنى وسيله درك مطالب كلى ودريافت برنامههاى الهى ، وايجاد تمدن وفرهنگ بشرى وتكامل انسان ونزديكى أو به خداوند ، واز اين رو ، بعد از نعمت وجود ، بالاترين نعمت به حساب مىآيد ولذا در قرآن
و