رسيد ، بعضي افراد آن چنان بي باكاند كه به قول معروف ، خود را به هر آب وآتشى مىزنند وبرخى آنقدر ترسو وبزدل كه از گربه هم وحشت دارند . وروشن است كه اين دو حالت غير طبيعي بوده ومذموم ونكوهيده است . لقمان ، در اين بخش از وصيت خويش ، فرزندش را به ميانه روى واعتدال در اين أوصاف نيز توصيه مىنمايد ؛ چنان كه در زندگى ، أو را از اسراف وبخل كه بر خلاف اقتصاد وميانه روى است برحذر مىدارد .
أدب در گفتار
فرزندم ، در هنگام مكالمه وسخن فرياد مكن ، يعنى در گفتار أدب را به طور كامل مراعاة نما وچنين نباشد كه وقتي دليلي براي درستى سخن خويش ندارى با فرياد نظرت را بر ديگران تحميل نمايى ، چنان كه بعضي چهارپايان گاه بىجهت به فرياد مىآيند وزشتترين صداها ، فرياد آنهاست .
نعمتهاى الهى
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى السَّمَاوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ ؛ « 1 » آيا نديدى كه خداوند آنچه را كه در آسمانها ودر زمين است ، مسخر شما نموده است .
قرآن كريم پس از نقل وصاياي لقمان ، به بيان مطلبي ديگر مىپردازد وانسان را متوجه نعمتهاى متنوع الهى مىنمايد . البتة اگر زمان نزول آية در نظر گرفته شود ، بايد خطاب آية ، تنها متوجه مشركان زمان پيامبر صلى الله عليه وآله باشد ، ولى محققين علم أصول گفتهاند : خطابهاى قرآن جر در موردى كه دليلي خاص وجود داشته باشد ، اختصاص به مخاطبين زمان نزول نداشته وعموميت دارد ؛ زيرا قرآن مربوط به تمام انسانهايى است كه در هر نقطهاى از زمين وزمان به سر مىبرند وگوينده ومخاطب آن ، آفريده انسان است كه همه جا وهمه گاه حاضر وناظر است .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 20 .