سطح زندگى ما باشد ، ولى اگر براي يكبار سفري به نقاط دور افتاده ومحروم كشور ، مانند سيستان وبلوچستان وبعضي از روستاهاى آذربايجان شرقي وغربى بنماييم واز نزديك با وضعيت آنان آشنا شويم ، آن گاه منصفانهتر خواهيم توانست به ارزيابى زندگى خويش پرداخته ودر بارهء آن به قضاوت نشينيم .
اگر زندگى از حد اعتدال بالا رفت ، احساس برترى وخود بزرگ بيني نسبت به طبقات مستضعف ، خود به خود ، در انسان به وجود مىآيد . اين همان حالتي است كه در آيهء شريفه بيان نموده كه خداوند هيچ متكبّر وفخر فروشى را دوست ندارد ولقمان به فرزندش توصيه مىنمايد كه زندگى را در حد اعتدال نگه دارد تا به چنين حالتي دچار نگرديده ودر نتيجة مبغوض پروردگار واقع نشود .
ميانه روى در تمام كارها
منظور از ميانه روى واقتصاد ، ميانه روى در تمام كارهاست . علماى اخلاق مىگويند : انسان بايد از نظر اخلاقى واز جنبه عملي هر دو در حد اعتدال باشد ؛ مثلًا سخاوت ، صفتي است كه حالت ميانه روى در انفاق را در بر مىگيرد . اگر از اين حد گذشته وفراتر رود يا سر از اسراف درآورده ويا به نقطه مقابل آن - كه بخل است - منتهى مىگردد . يكى از معصومين عليهم السلام براي اين كه ميانهروى در انفاق را براي أصحاب خود مجسم سازد ، روزى كفى شن از زمين برداشت وانگشتان را به طورى از هم گشود كه چيزى در دست أو باقي نماند وفرمود اين اسراف است . كفى شن برداشت ودست را آن چنان نگه داشت كه چيزى از آن نريزد وسپس فرمود : اين بخل است وبراي سومين بار - كه مشتى ديگر شن از زمين گرفت - دست را در حالتي نگاه داشت كه مقدارى از آن ريخت ومقدار ديگر باقي ماند وفرمود : در زندگى نه آن چنان بذل نما كه خود به گدايى أفتى ونه آنقدر از انفاق خوددارى نما كه به هيچ كس كمك نكنى ، بلكه ميانه رو باش .
علماى اخلاق ، صفت شجاعت را از أوصاف معتدل شمردهاند واگر از اين حالت اعتدال بگذرد يا به تهور وبىباكى تبديل مىشود ويا به ترس وجبن خواهد