خوشحالى در پوست خود نمىگنجد ، مثلًا تاجرى در معاملهاى سودى رضايتبخش برده ويا خانوادهاى مسافر عزيزش از سفر بازگشته ويا خبر فتح وپيروزى از جبهه به مردم رسيده است . در چنين حالاتى به طور طبيعي خوشحالى فراوانى به افراد دست مىدهد . آيا از حركت وراه رفتن در اين حالت نهى شده است ؟
ويا منظور ، شادى فوق العادهاى است كه - نعوذ باللَّه - به كسى در اثر انجام گناه وكارى زشت دست دهد ؟ ولى ظاهراً هيچ يك از اين دو منظور نيست ، بلكه احتمال مىرود كه « مشى » در اينجا به معناى روش ورفتار باشد ، نه به معناى راه رفتن معمولى ، و « مرح » - كه با سه واژه ديگر عربى « أشر وفرح وبطر » است - هم معناست وبه معناى تجاوز از حدى تعيين شده است .
بنا بر اين ، معناى آية چنين مىشود كه انسان در خط ومشى زندگى بايد از حد متعارف ومشخصى كه اسلام مقرر فرموده است ، تجاوز ننمايد وبرنامه زندگى خود را از جهت درآمد ومصرف با دستورات اسلام هماهنگ ومنطبق سازد . اين معنا در آية بعد به طور روشنتر بيان گرديده است .
محاسبه در زندگى
هر يك از ما بايست ، همواره اين محاسبه را در زندگى خويش با كمال دقت داشته باشيم كه آيا از حد اعتدال ومتعارف تجاوز نمودهايم يا خير ؟ چه اين كه گاه زندگى در نتيجة پرداختن به تشريفات ، از اين حد مىگذرد وسر از اسراف وتبذيري بيرون مىآورد كه خداوند متعال فرموده است :
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ؛ « 1 » اسرافگران برادران شيطاناند .
البتة ممكن است ما در اثر عادت به اين گونه زندگى واقعاً متوجه چنين مسألهاى نشويم ، بخصوص اگر در محيطى به سر بريم كه ديگران نيز زندگىشان تقريباً در
هامش
( 1 ) . سورهء اسرا ، آيهء 27 .