تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
در مقابل ، چنان كه در شاگردان با اخلاق وروش وآموزش خويش تأثير منفىگذاشته واز آنها كه هر يك مى توانند نيروهاى فعالى براي آينده انقلاب باشند ، افرادى بىخاصيت ويا مخالف مصالح عمومى جامعه بسازد ، در گناه اعمال آنان شريك خواهد بود . وبدين ترتيب ، معناى وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ نيز روشن ميشود كه چگونه نتيجة شكر وكفران نعمت به خود انسان برمىگردد وخداوند بىنياز از آن است .

غنى وحميد

ضمناً در ذيل همين آية با دو نام از نام‌هاى حق تعالى آشنا مىشويم كه آن دو نام عبارت‌اند از : 1 . غنى ، يعنى خداوند از تمام موجودات واعمال واثرات وجودي آنان بىنياز است . شما در نمازهاى روزانه خود ، چندين بار با كلمه « اللَّه الصمد » به بىنيازى خداوند اعتراف مىنماييد ؛ زيرا صمد به معناى غنى است . خداوند غنىاست ؛ يعنى بىنيازى ذاتي ، صفاتى وافعالى دارد . 2 . حميد ، يعنى هر صفت ستوده وپسنديده‌اى كه وجود داشته باشد ، خداوند آن صفت را داراست . پس حميد به معناى اين است كه خداوند تمام صفات خوب را داراست . در تسبيحات أربعة نمازها مىخوانيم : « سبحان اللَّه والحمدللَّه » ؛ يعنى خداوند از هر عيبى مبرّاست وتمام كمالات مخصوص اوست . در عمل اخلاق نيز تخليه قبل از تحليه است . ما نخست خداوند را به تنزّه ومبرّا بودن از صفات ناپسند ياد مىنماييم وسپس صفات پسنديده را خاص أو مىدانيم . ما هم اگر بخواهيم با صفات حميده ، خود را متصف سازيم ، بايد نخست خود را از رذايل اخلاق تخليه وپاكسازى نماييم وسپس به فضايل اخلاق تحليه وآراسته شويم . شما وقتي كه بخواهيد اتاقى را رنگ‌آميزى وتزيين نماييد ، قبلًا آن را از اثاثيه ووسايل خالى