گرچه اين كار به بهاى از دست رفتن جان أو پايان يابد ، ودر اين صورت ، چنين فردى بدون ترديد مشمول آيهء ألْهاكُمُ التَّكاثُرُ « 1 » خواهد بود . ونيز مىتواند تا حد توانايى وقدرت خويش در مداواى بيماران بكوشد ودر بارهء آنان - كه امكانات مالي كافى ندارند - مراعاة كامل نمايد . اين چنين فردى با اين عمل خود شكر نعمت علمي را كه خداوند به وى داده - به جاى آورده است ؛ بر خلاف اين كه اگر تنها به جمع مال فكر نمايد ، كفران نعمت حق تعالى را نموده است .
نتيجة كفران نعمت
اين يك واقعيت است كه اگر انسان در هر شغل ومقامي كه باشد ، صرفاً أمور مادي را محور وپايه فعاليتهاى فردى واجتماعي خويش قرار دهد ، نه تنها به نفع جامعه خدمتي بسزا انجام نمىدهد ، بلكه در برابر هر جريانى هم كه در جهت مصالح ومنافع جامعه باشد ، با ايجاد موانع ايستادگى مىنمايد . از اين رو ، هميشه در برابر حركت أنبيا ، كساني مزاحمت به وجود مىآوردهاند كه پيام وبرنامههاى اصلاحى آنان را مخالف مصالح شخصي خويش مىپنداشتهاند .
قرآن كريم در بارهء اين قبيل افراد مىفرمايد :
وَمَا أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ؛ « 2 » وما هيچ پيامبرى را به سوى جامعهاى نفرستاديم جز اين كه مالاندوزان ومترفين آنجا گفتند : ما به رسالت شما كافريم وگفتند : ما بيش از شما از مال وفرزند برخورداريم ودر آخرت هم رنج وعذابي نخواهيم داشت .
سپس در سورهء « اسرا » براي اين كه نتيجة چنين موضعگيرى وكفران نعمت را نشان دهد تا براي ديگران مايه عبرت واندرز باشد مىفرمايد :
وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ
هامش
( 1 ) . سورهء تكاثر ، آيهء 1 .
( 2 ) . سورهء سبأ ، آيهء 34 - 35 .