تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
خداوند متعال در دنباله آيه‌اى كه قسمتى از آن را در فوق ذكر نموديم ، مىفرمايد : فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ؛ هرگز كلمه‌اى كه موجب رنجش آنها را فرآهم سازد نگو وبا مهربانى واحترام با آنان سخن بگو . اگر پدر ومادر ، براي تأديب وتربيت ، فرزند كتك هم بزنند ، فرزند حق اين كه حتى به آنان « أف » بگويد ندارد ، ودر صورتي كه « أف » كوچك‌ترين كلمه‌اى است كه موجب اذيت وآزردگى خاطر آنان شود ولذا مىبايست هميشه با آنها با نرمى وعطوفت سخن گويد .

مرز أطاعت از والدين

با اين همه توصيه‌اى كه نسبت به پدر ومادر شده است ، اگر بخواهند در أمور اعتقادي فرزند دخالت كنند وأو را دعوت به شرك به خدا كنند ، ديگر اطاعتشان لازم نيست . پس أطاعت از آنان حد ومرزى مشخص ومعين دارد ؛ تا آن‌جا بايد از آنها أطاعت كرد كه از حدود توحيد واعتقادات اسلامى تجاوز نكنند واگر از اين حد گذشت ، أطاعت آنها نه تنها واجب نيست كه بدون شك حرام است ؛ ولى با اين همه از نظر زندگى مادي وأمور دنيوي ، به خاطر حقي كه بر فرزند دارند ، لطف ومدارا ومحبت به آنها لازم وواجب مىباشد . در اين‌جا جمله معروفي هم كه از كلمات حكمت‌آميز لقمان به فارسي نقل مىشود ذكر مىكنيم : مىگويند از لقمان سؤال كردند : أدب را از كه آموختى ؟ پاسخ داد : از بىادبان . ممكن است كسى اعتراض كند وبگويد كه فاقد شئ چگونه مىتواند مُعطى آن باشد ويا به قول شاعر :
ذات نايافته از هستى بخش * كي تواند كه شود هستى بخش
تفسير مبسوط — صفحة 304 | الشيخ علي المشكيني / جواد فاضل البخشايشى