كه توحيد در صدر همه مسائل قرار دارد ، نخستين كلمه حكمتآميزى كه از أو نقل شده اين است كه : پسرم به خداوند شرك نورز كه شرك ظلمي است عظيم .
حكمتى كه در اين كلمه وجود دارد ، اين است كه لقمان روى تأثير فردى واجتماعي شرك به خداوند انگشت گذاشته است كه هم ظلم به خود فرد است ، هم به جامعه . فرد مشرك هم سرنوشت دنيا وآخرت خود را تباه مىسازد وهم با اعمال ورفتار شركآلود خويش جامعه را به تباهى وفساد مىكشاند وهم موجود فاقد ارزشى را شريك خدا قرار داده است وبه خدا ظلم روا داشته است . پس شرك ظلمي است كه در ابعاد مختلف جريان داشته ودر يك بعد خلاصه نمىشود واز اين رو ، به ظلم عظيم ياد شده است .
در علم كلام شرك به أنواع سه گانه زير تقسيم شده است :
1 . شرك در ذات ، به اين معنا كه مشرك در كنار خداوند به موجودى ديگر به عنوان خدا اعتقاد مىيابد وأو را مانند « اللَّه » از جهت وجود ، أزلي وابدى مىپندارد .
2 . شرك در صفات ، يعنى مشرك صفاتى را كه براي خداوند ثابت است ، براي أو نيز ثابت مىداند ؛ مانند سميع وبصير و . . .
3 . شرك در افعال ، كه عبارت از اين است كه شخص مشرك موجود دومى را با خداوند شريك در تصرف وتدبير أمور عالم مىداند .
توحيد هم به همين اقسام سهگانه تقسيم مىشود ؛ يعنى توحيد ذاتي ، صفاتى وافعالى . بنا بر اين ، موحّد به كسى گفته مىشود كه به اين سه مؤمن باشد . در سورهء « يونس » مىخوانيم :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ . . . ؛ « 1 » خالق وپروردگار شما به حقيقت خدايى است كه آسمانها وزمين را در شش روز خلق فرمود . آن گاه ذات مقدسش بر عرش توجه كامل فرمود
و
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 .