زمينه مىفرمايد :
أَ لَايَنْظُرُونَ إِلَى صَغِيرِ مَا خَلَقَ كَيْفَ أَحْكَمَ خَلْقَهُ وَأَتْقَنَ تَرْكِيبَهُ وَفَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَسَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَالْبَشَرَ انْظُرُوا إِلَى النَّمْلَةِ فِى صِغَرِ جُثَّتِهَا وَلَطَافَةِ هَيْئَتِهَا لَا تَكَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ وَلَابِمُسْتَدْرَكِ الْفِكَرِ كَيْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا وَصُبَّتْ عَلَى رِزْقِهَا تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا وَتُعِدُّهَا فِى مُسْتَقَرِّهَا تَجْمَعُ فِى حَرِّهَا لِبَرْدِهَا وَفِى وِرْدِهَا لِصَدَرِهَا مَكْفُولٌ بِرِزْقِهَا مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَا لَايُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ وَلَايَحْرِمُهَا الدَّيَّانُ وَلَوْ فِى الصَّفَا الْيَابِسِ وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ وَلَوْ فَكَّرْتَ فِى مَجَارِى أَكْلِهَا
[ وَفِى عُلْوِهَا وَسُفْلِهَا وَمَا فِى الْجَوْفِ مِنْ شَرَاسِيفِ بَطْنِهَا وَمَا فِى الرَّأْسِ مِنْ عَيْنِهَا وَأُذُنِهَا لَقَضَيْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً وَلَقِيتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً ؛ « 1 »
آيا پديده كوچكى را در نظر نمىگيريد كه چگونه در خلقت وتركيب آن ، اتقان واستحكام پديد آورده وبراي آن گوش وچشم واستخوان وپوست قرار داده ؟ به مورچه بنگريد ودر كوچكى جسم وظرافت اندامش ( دقت كنيد ، كه از كوچكى ) نزديك است با نگاه به گوشه چشم ، ديده نشود وانديشه ( به اسرار وحكمتهاى نهفته در وجود آن ) راه نيابد ، چگونه روى زمين راه مىرود ، وبراي به دست آوردن روزى خود تلاش مىكند ؟ دانهها را به لأنه خود منتقل مىسازد ، ودر جايگاه مخصوص نگه مىدارد ، در فصل گرما براي زمستان تلاش كرده ، وبه هنگام درون رفتن ، بيرون آمدن را فراموش نمىكند ! . روزى مورچه تضمين گرديده ، وغذاهاى متناسب با طبعش آفريده شده است .
خداوند منّان از أو غفلت نمىكند ، وپروردگار پاداش دهنده محرومش نمىسازد ، گرچه در دل سنگى سخت وصاف يا در ميان صخرهاى خشك باشد . اگر در مجارى خوراك وقسمتهاى بالا وپايين دستگاه گوارش وآنچه در درون شكم أو از غضروفهاى آويخته به دنده وشكم ، وآنچه در سر اوست از چشم وگوش ، اگر تفكر كنى . . . در خلقت آن ، به شگفت آمده
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 277 .