2 . حكمت ،
3 . شكر ،
4 . كفران ،
5 . غنى وحميد .
لقمان يك برده سياه حبشي بود وبا حضرت داود در يك عصر مىزيست ؛ ولى مانند داود از پيامبران به حساب نمىآيد ، بلكه مردى حكيم ودانا وخداپرست بود . واز اين رو ، كلمات ونصايحى فراوان در حكمت وخداشناسى از أو به جاى مانده است .
امام صادق عليه السلام در بارهء لقمان مىفرمايد :
حكمتى كه خداوند به لقمان عنايت كرد ، به دليل موقعيت اجتماعي ومادي ونيروى جسم وزيبايى جمال أو نبود . لقمان نيرومند در ايمان ، پرهيزكار از محرمات الهى ، آرام وخاموش ، ولى دورانديش وتيزفكر وژرفنگر بود ؛ از رويدادهاى زندگى پند مىآموخت . . . وبا اين خلق وخوى پسنديده مستوجب حكمت گرديد . « 1 » در هر صورت ، آنچه از روايات برمىآيد ، اين است كه لقمان مردى حكيم ودانا بود ؛ سخن بسيار متين مىگفت وانديشهاى دقيق وعميق داشت ؛ بىفكر سخن نمىگفت وبسيار مىانديشيد ؛ از هر حادثه ورويداد در زندگى عبرت مىگرفت وتجربه مىاندوخت ؛ جز براي خدا غضب نمىكرد ؛ به كسى فحش وناسزا نمىگفت ؛ هيچگاه از حدود شرعي تجاوز نمىكرد ؛ بر نفس خود مسلط بود ومهار آن را در دست داشت ؛ هر چه از نعمتهاى دنيا به أو مىرسيد ، خوشحال نمىشد وهر چه از أو گرفته مىشد ، اندوهگين نمىگشت ؛ هر جا كه مىگذشت ، اگر دو نفر را مىديد با هم نزاع داشتند ، در پى اصلاح برمىآمد ؛ هر سخن حكمتآميزى را مىشنيد ، هم از تفسير وتوضيح آن مىپرسيد وهم از مدرك ومنبع آن سؤال مىكرد ؛ با
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 515 .