نبيند ، وقرين خسران باد كالاى بندهاى كه در آن از عشق تو بهرهاى نباشد .
وشاعر اين معناى لطيف ودقيق را تا حدودي در شعر خويش چنين بيان نموده است :
كي رفتهاى ز دل كه تمنا كنم تو را * كي بودهاى نهفته كه پيدا كنم تو را
غيبت نكردهاى كه شوم طالب حضور * پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صدهزار ديده تماشا كنم تو را
كسى كه با اين ديد به پديدههاى عالم مىنگرد ، مىتواند دقيقاً به معناى اين جمله الهى پى برده وآن را در هر نگاه به موجودى از روى ايمان تكرار نمايد كه :
بَلِ الظَّالِمُونَ فِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛
آنانى كه قدرت وحكمت آن قدير مطلق وحكيم علىالاطلاق را در اين موجودات نديده وبلكه براي أو موجوداتى ضعيف وناتوان را كه خود نيز از مخلوقات الهى هستند ، همتا وشريك قرار مىدهند ، در گمراهى آشكارند .
فطرت خداجويى انسان را ، از درون ، واين همه پديدههاى خلقت با شكل زيبا ونظم بديع خويش ، از بيرون ، پيوسته آدمي را به سوى خداى يگانه فرا مىخوانند وبا اين همه دليل وراهنما خدا را نديدن ، آيا جز گمراهى آشكار مىتوان نامى بر آن نهاد ؟ !
آيا انسان گرسنه براي درك گرسنگى خويش احتياج به دليل وبرهان پيدا مىنمايد ؟ بزرگترين دليل براي أو همان احساس گرسنگى اوست . قرآن كريم در سورهء روم مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَاتَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ ؛ « 1 » پس روى به جانب دين پاك اسلام آور وپيوسته از طريقه دين خدا - كه فطرت خلق را بر آن آفريده است - پيروى نما كه هيچ تغييرى در خلقت
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 .