خدا نبايد داد . اين است آيين استوار حق ، ولى اكثريت مردم از حقيقت آن آگاه نيستند .
خداجويى نيز امرى فطرى است . ولذا قرآن كريم روى برهان فطرت براي اثبات مبدأ زياد تكيه نموده وفطرت انسان را در اين باره به گواهى مىطلبد . پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله با أصحاب خويش از راهى مىگذشتند ، پيرزنى را ديدند كه با چرخ دستى خود مشغول پشمريسى است . پيامبر روى به أو نموده ، فرمود : پيرزن ، خدا را چگونه شناختهاى ؟ پيرزن تا اين سؤال را از پيامبر شنيد ، دست از كار كشيده وكنارى نشست ، وضمن اشاره به چرخى كه با كنار رفتن أو از حركت باز ايستاده بود ، عرض كرد : اينگونه .
حضرت فرمود :
عَلَيكُم بِدِينِ العَجائِزِ . « 1 »
وسپس پيامبر آنچه را كه زن با عمل فهمانده بود ، براي أصحاب اينطور توضيح داد كه : اين زن مىخواهد بگويد ، اين چرخ كوچك در حركت خود نياز به دستهاى ناتوان من دارد ، چگونه اين نظام دقيق آفرينش در تداوم حركت خود نيازمند مدبرى نيست ؟ اگر نازى كند ، در هم فرو ريزند قالبها !
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ؛ « 2 » وما به لقمان مقام علم وحكم عطا كرديم ( وگفتيم ) كه خدا را شكر نما . وهر كس شكر حق گويد ، به نفع خود اوست وهر كس ناسپاسى وكفران پيشهسازد ، خداوند بىنياز است وصاحب صفات پسنديده .
نام لقمان در قرآن تنها در همين آية آمده وبه همين مناسبت ، اين سوره ، به نام أو نام گرفته است . در اين آية نكات زير بايد مورد توجه قرار گيرد :
1 . لقمان ،
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 136 .
( 2 ) . سورهء لقمان ، آيهء 12 .