تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
كفار نيز چنين‌اند ؛ آنهايى كه در محيطهاى دربسته‌اى مانند شوروى وچين هستند ، از آن هنگام كه به حد درك وتميز رسيده‌اند ، جز اسم ماركس ولنين ومائو چيز ديگرى به گوششان نخورده تا بفهمند وحداقل اين احتمال را بدهند كه ممكن است براي اين جهان خالقي وبراي أو پيامبر وكتابي باشد ، جزء كفار دسته سوم‌اند كه جاهل قاصر شمرده شده ودر قيامت محكوم به جهنم نخواهند بود ؛ ولى كفارى كه در كشورهاى اسلامى وغير اسلامى هستند كه از اسلام وتوحيد چيزى شنيده‌اند ودنبال تحقيق نرفته‌اند ، جاهل مقصرند ودر قيامت به جهنم خواهند رفت ؛ چنان كه آنها هم كه به وجود خداوند يقين دارند ، به دليل عناد يا از بيم به خطر افتادن پست ويا در اثر پيروى از شهوات نفساني بر كفر باقي مىمانند ، جهنمى بوده ووعده خداوند در بارهء اين دو دسته تخلف‌پذير نيست . زراره يكى از بزرگ‌ترين شاگردان مدرسه امام صادق عليه السلام است . وى از جمله چهارصد نفر شاگردانى است كه سخنان امام را نوشته واز اين نوشته‌ها چهارصد كتاب به وجود آمده است كه علوم اسلامى به وسيله آنها در عالم منتشر شده است . زراره روزى در خانه يكى از دوستانش مهمان است ؛ سر سفره با ميوه تازه‌اى رو به رو مىشود . زراره فكر مىكند كه ممكن است اسلام اجازه خوردن آن ميوه را نداده باشد ، لذا از خوردن خوددارى مىكند ، به خانه امام صادق عليه السلام رفته واز امام حكم آن را مىپرسد . امام مىفرمايد : مانعى ندارد . زراره برمىگردد وآن ميوه را تناول مىكند . پس معلوم مىشود كه انسان آزاد نيست هر چه را بخواهد بخورد وهر سخنى را مايل باشد بگويد . لذا در روايات وارد شده است : كل مؤمن ملجم ؛ « 1 » مؤمن بر دهانش از ايمان لجامى است كه مانع أو از سخنان نارواست . بنا بر اين ، اگر انسان احتمال داد چيزى حرام است ، در صورتي كه بدون سؤال وتحقيق ، مرتكب آن بشود ، روز قيامت عذاب خواهد شد وبه أو گفته مىشود : چرا
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 249 .