شفاعتم را براي امّتم كه مرتكب گناهان كبيرهاند ، اندوختهام .
در روايت وارد شده است كه خداوند صد درجه رحمت دارد ؛ يك درجه آن را در دنيا به موجودات افاضه كرده است كه به بركت آن ، انسانها زندگى كرده وروزى مىخورند ، حيوانات ونباتات رشد وتغذيه مىنمايند وبالآخرة اين جهان بزرگ هستى اداره مىشود ، ونود ونه درجه ديگر از رحمت خويش را براي قيامت گذاشته است ولذا در دعاىجوشن كبير مىخوانيم : « يا مَن سَبَقَتْ رَحمَتُه غَضَبَه » ؛ اى پروردگارى كه رحمت تو بر خشمت پيشى گرفته است .
پس تا اينجا به اين نتيجة رسيديم كه اگر خداوند از وعده كيفرى كه به گناهكاران داده است بگذرد ، نامش عفو وگذشت است ، نه تخلف . واز اين رو مخالف عدالت نيست ، ولى از گناه قلبي - كه كفر است - نمىگذرد ؛ زيرا كه تخلف شمرده مىشود وهمان گونه كه در مورد وعده جهنم براي كفار خلف وعده نمىنمايد ، از وعده بهشت براي نيكان تخلف نخواهد كرد .
كافر قاصر وكافر مقصر
ولى آيا در مورد كفار ، استثنايى هم وجود دارد يا تمام آنان به جهنم خواهند رفت ؟
براي روشن شدن اين بحث ، ناچار مثالي ذكر مىكنيم : گاهى انسان مىداند كه خوردن آب انگور جوشيده ، قبل از بخار شدن دو سوم آن ، حرام است ومىخورد .
در اين صورت ، در قيامت مجازات خواهد شد . وگاهى متوجه حرمت آن نيست ، ولى از فرد غير موثقىحرمت آن را شنيده است . در اين صورت هم اگر بخورد ، عملي حرام مرتكب گرديده است ؛ براي اين كه پس از شنيدن حرمت آن ، ترديدى گرچه در حد يك احتمال ضعيف برايش به وجود آمده ، ولى براي رفع آن تحقيقى نكرده است ولذا در آخرت كيفر خواهد شد . وگاهى هم به يقين مىداند كه حرام نيست ودر محيطى قرار گرفته است كه از حرمت آن چيزى نشنيده تا در اين يقين خويش دچار ترديد شود . در اين صورت ، جاهل قاصر است واگر بخورد عقابي ندارد ؛ به خلاف صورت دوم كه جاهل مقصر به حساب مىآيد .