در آغاز ، اسلام است كه به انسان عرضه مىشود . پيامبر ، قرآني وآيينى آسمانى مىآورد وطبق برنامهاى به أو عرضه مىكند ؛ أو هم آن را مىپذيرد ومىگويد : قبول كردم وتسليم شدم . اسلام ، همان تسليم شدن وپذيرفتن لفظي است . واين درجه أول است .
پس از پذيرفتن ابتدايى ، بايد قلب أو نيز اطمينان پيدا كند وبه واجبات ومحرمات اذعان داشته باشد . اين دومين درجه است كه همانا ايمان است .
درجه سوم ، تقواست . وقتي ايمان در دل وارد شد ، مانند موتور انسان را براي عمل تحريك مىكند . اگر انسان در هواي سرد زمستان از خواب راحت برمىخيزد وبه نماز مى ايستد يا در هواي گرم تابستان ، هيجده ساعت لب به آب وخوراك نمىزند ( روزه مىگيرد ) يا در مقام لذت وشهوت ، پاسخ مثبت به نفس امّارهاش نمىدهد ونفس خود را مهار مىكند ، در اثر تحريكات تقواست . بنا بر اين ، تقوا يعنى انجام واجبات وترك محرمات .
واما درجه چهارم - كه والاترين مرحله تكامل روحي است - همان يقين است . يقين ، چراغى است فروزنده وبسيار روشن كه صفحه قلب را آن چنان روشن ومنور مىسازد كه ديگر قابل زوال نيست . يقين ، نيرويى است كه تمام مراحل شك را مىزدايد وانسان را در پذيرش وعمل به احكام صد در صد مطيع وتسليم مىسازد :
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ « 1 » آن نيكوكاران بر أساس راهنمايى وهدايت پروردگارشان مىباشند وهمانا آنان رستگارند .
توضيح معناى آية نيازمند بحث مختصرى در بارهء حركت وجهش انسانها به سوى تكامل است .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 5 .