حركت انسان به سوى تكامل
ترديدى نيست كه همه انسانها ، با قطع نظر از موجودات ديگر ، در حركتاند وبه سوى تكامل مىروند ؛ چنان كه در آيهء شريفه از سورهء انشقاق مىفرمايد :
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ؛ « 1 » اى انسان ، تو دارى سعى مىكنى ودر حركتي وبه سوى پروردگارت گام برمىدارى كه به آن هدف برسى .
حركت در بعد فكرى
انسان از ابعاد گوناگون فكرى ، روانى وعملي در حركت است . پس اين حركت نيازمند هدايت است . خداوند انسان را وقافله بشرى را در سه بعد حركت ، هدايت مىكند ؛ يعنى انديشه وأفكار بشر را به سوى مراتب كمال هدايت مىكند كه درست فكر كنند وصحيح بينديشند وانديشه آنها أوج پيدا كند . كودكى كه در كلاس أول درس مىخواند ، داراى فكر وانديشه است وبه تدريج انديشه أو أوج مىگيرد تا آنجا كه أفق وشعاع فكرىاش تكامل بيشترى پيدا كرده واز سطح يك شاگرد ، بلكه يك دانشجو ، به يك أستاذ دانشگاه ترقى پيدا كند . بنا بر اين ، انسان از نظر بعد فكرى در حركت است وخداوند أو را در اين حركت به وسيله فرستادن أنبيا وكتابهاى آسمانى والقائاتى كه فرشتگان يا خود خداوند بلاواسطه در فكر ومغز أو انجام مىدهند ، انديشه أو را به سوى كمال هدايت مىكند .
حركت در بعد روانى
در بعد روانى واخلاقى نيز حركت انسان به سوى كمال است . ممكن است انسان در ابتدأ از نظر اخلاقى ، ترسو ، جبان ، بخيل ، متكبر وداراى عُجب باشد ، ولى وقتي تحت تربيت قرار گرفت وأنبيا صفات حسنه را براي أو روشن كردند ، كم كم صفات زشت وبد أو تبديل مىشود به صفات نيكو . جبنش از بين مىرود وشجاع مىشود ؛
هامش
( 1 ) . سورهء انشقاق ، آيهء 6 .