بازى مىگذراند ؛ ولى به تدريج كه حركت روح وانگيزه پيدا كرد ، خدمتگزار مىشود ؛ دست درماندهاى را مىگيرد وأو را نجات مىدهد ؛ در جامعه كار خيرى انجام مىدهد كه نفعش وبهرهاش همگان را دربرگيرد و . . . چقدر فاصله است بين كار خير يك انسان وكارهاى لغو وبيهوده يك كودك .
پس همچنان كه كودك در بُعد عملي رو به حركت وكمال مىرود ، جامعه انساني نيز در اين بعد متحرك است ورو به كمال مىرود . وبدون شك ، در اين بعد حساس نيز نيازمند هدايت است كه توسط پيامبران راهنمايى مىشود كه چگونه از كار لهو ولعب بيرون آيد وكارهاى خوب ومفيد ومثمر ثمر انجام دهد .
انگيزه خلقت
البتة توجه داريد كه انسان در حركتها هم از نظر كيفى وهم از نظر كمي رو به كمال مىرود ؛ زيرا حركتها مختلف است ؛ از حركت جوهري گرفته تا حركت در كيف وكم ( چگونگى وعدد ) انسان در راه پيشرفت وكمال است . پس همچنان كه قواى فكرىاش در آغاز ضعيف است ، به تدريج قوى مىشود واز حالت ظن وگمان رو به يقين مىگذارد ، از نظر كمي نيز اگر دانش أو صد باشد ، دويست مىشود وكم كم به هزار مىرسد وهر چه بيشتر كار كند ، بالاتر ووالاتر مىشود .
ودر هر حال ، خداوند أو را هدايت مىكند . وهمانا محسنين ونيكوكاراناند كه روى اين هدايتهاى خداوند به پيش مىتازند تا به كمال برسند . واين است انگيزه وهدف از خلقت وآفرينش انسانها .
آغاز وانتهاى حركت انسان
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ « 1 » همانا آن نيكوكاران بر هدايت پروردگارشان حركت مىكنند وهمانا آنان رستگاراناند .
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 5 .