تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

[ تفسير آيهء 243 ]

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوْا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ . [ 243 ] « رأى يرى » يعنى نظر كرد به چشم ، يا به عقل . و « ديار » جمع « دار » ، به معناى خانه ومسكن . آيا به چشم دل وديدهء عبرت ، ننگريستى به سوى كساني كه از خانه‌ها ومساكن خويش ، در حالي كه هزاران نفر بودند - به خاطر شيوع وبا [ و ] طاعون - از ترس مرگ ، بيرون شدند ؟ پس خداوند ، به كيفر فرار از قضاى الهى ، بدان‌ها گفت : بميريد . انشاى قولي نمود تا فرشتگان وعالم أرواح نيز بشنوند . ويا ارادهء تكويني كرد . همهء آن مجتمع - همانند مرگ يك نفر - دفعتاً مردند . سپس آن‌ها را زنده نمود تا از عظمت وقدرت خدا آگاه شوند وراه كمال پويند . همانا خداوند ، داراى فضل واحسان بر مردم است ؛ ولكن أكثر مردم ، سپاس نمىگذارند . بحث حديثي تاريخي امام صادق عليه السلام فرمود : « خداوند ، قومي را زنده كرد كه از ديار ومساكنشان ، به قصد فرار از طاعون ، بيرون شده بودند ؛ وعدد آن‌ها فزون از حدّ وحصر بود . خدا آن‌ها را براي مدّت مديدى ميرانيد ، تا استخوان‌هايشان پوسيد ، كشف وبند بند اعضايشان از هم گسيخت وهمه با خاك يكسان شدند . پس خداوند ، در زماني كه دوست داشت اين مخلوقات أو ديده شوند ، پيامبرى را كه به أو حزقيل مىگفتند ، برانگيخت . أو از ميان آن خاكدان ، آن‌ها را فراخواند . به ناگاه بدن‌هاى آنان از لابلاى خاك‌ها گردآورى شد وأرواح بايگانى شدهء آن‌ها در عالم برزخ ، به سوى آن‌ها بازگشت . وبا همان هيئت وقيافه‌اى كه مرده بودند ، به پا خواستند ؛ واز ميان انبوه جمعيّتشان ، يك مرد را هم كم نيافتند ؛ وپس از آن روزگار ممتدّى زندگى كردند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 8 ، ص 198 ، ح 237 ؛ بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 123 ، ح 9 ؛ وج 13 ، ص 385 ، ح 6 .
تفسير مبسوط — صفحة 197 | الشيخ علي المشكيني / جواد فاضل البخشايشى