[ تفسير آيهء 237 - 238 ]
وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلْتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير .
[ 237 ]
« مَس » تماس گرفتن ؛ ومراد در اين جا آميزش جنسي است . و « فريضة » : چيزى كه مقرّر ومعيّن مىشود ، مانند مهر وغيره . و « يَعْفُونَ » مىتواند صيغهء جمع مذكّر باشد ، مانند « يقضون » و « يمحون » ؛ و [ يا ] صيغهء جمع مؤنّث ، مانند « ينصرن » .
واگر زنها را پيش از آن كه با آنها آميزش كنيد ، طلاق داديد ، در صورتي كه براي آنها مهرى مقرّر داشتهايد ، پس بايد نصف آنچه را كه معيّن كردهايد ، بدهيد ، مگر اين كه شوهران يا كساني كه گره عقدشان در دست آنها است - يعنى اولياى آنها در صورتي كه قاصر باشند - نبخشند ؛ يعنى نصف ديگر را نيز به زن بدهند كه تمام مهر به أو برسد .
يا آن كه : زنها يا كساني كه گره عقدشان در دست آنها است - يعنى اولياى شرعي يا عرفى آنها - ببخشند ؛ يعنى آن نصف را نيز كه مستحقّاند ، نگيرند ، كه همهء مهر ، به مرد برمىگردد .
وَأَن تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلْتَّقْوَى ؛ خطاب به طرفين عقد است كه از هم جدا شدهاند : وبخشيدنتان نيكو ، به تقوا نزديكتر است .
وهيچ گاه تفضّل واحسان را در ميان خودتان فراموش نكنيد ؛ زيرا خداوند ، آنچه را كه به قلب وروان ، يا به بدن وأركان ، عمل مىكنيد ، بينا است .
حافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلّهِ قَانِتِينَ . [ 238 ]
« وُسْطى » مؤنّث « أوسط » ، يعنى ميانه ؛ و « صلاة وُسْطى » بر هر يك از نمازهاى پنجگانه گفته مىشود ؛ زيرا هر يك ، متوسّط بين دو نماز پيش از خود وپس از خود است . و « قنوت » به معناى قيام وأطاعت وتواضع است .
وبر همهء نمازها - به ويژه نماز وسطى ( ميانه ) - محافظت نماييد .
ونماز وسطى ، در نزد أكثر علماى شيعه ، نماز ظهر است كه در ميان روز خوانده