آنها بودند ؛ وچون آيهء ده از سورهء نساء نازل شد ، مسلمين از معاشرت با يتيمان وتصرّف در اموالشان دورى گزيدند ؛ واز اينرو در مشقّت افتادند ، تا اين آية نازل شد :
واز تو دربارهء يتيمان مىپرسند - از كيفيّت عشرت با آنها وچگونگى تصرّف در أموال آنها - بگو : اصلاح حال ومال آنها به نحو نظارت از دور ، نيكو است ؛ واگر آنان را در زندگى خود واموالشان را در أموال خود بياميزند ، منعى نيست ؛ وآنها برادران ديني شمايند وقهراً حقوق اخوّت در عشرت وحدود اختلاط در مال ، حتّى دريافت اجرت عادلانهء طرفين از أموال يكديگر ، در برابر خدمات واخذ ساير حقوق آنان ، بايد رعايت شود . وخداوند ، تباهى طلب را از اصلاحگر وخائن را از امين ، تميز مىدهد . واگر خدا مىخواست شما را در عشرت با آنها وتماس با اموالشان ، به زحمت ومشقّت مىافكند ؛ لكن نكرد . همانا خداوند ، مقتدرِ شكستناپذير وحكيم است .
وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ . [ 221 ]
« نكاح » در لغت ، علقهء زوجيّت ميان مرد وزن ، كه با ألفاظ خاصّى أنشأ مىشود ؛ وآن ألفاظ را « عقد زوجيّت » گويند ؛ وبه معناى اختلاط وآميزش جنسي .
و « مشرك » ، كسى است كه غير خدا را شريك خدا قرار دهد در الوهيّت ، يا در ربوبيّت ، يا خلقت جهان هستى ؛ ومراد در اين جا غير أهل كتاب است .
وبا زنان مشرك - غير أهل كتاب - ازدواج نكنيد ، تا ايمان بياورند .
يعنى شرط ازدواج مرد با ايمان با زن مشرك ، ايمان آوردنِ أو است .
ومسلّماً كنيز با ايمان ، هر چند عنوانش پست [ و ] فاقد جمال ومال باشد ، بهتر از مشرك آزادِ صاحب مال وجمال وجاه است ، هر چند مورد اعجاب وخوشايند شما باشد .
تفسير مبسوط — صفحة 179
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧٩