نازل شده ، ايمان آورديم ؛ وبه آن چه از صُحف وشريعت ، به إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب وأسباط - نوادگان يعقوب - فرود آمده وبه آنچه از كتابهاى آسمانى وشرايع الهى به موسى وعيسى وپيامبران گذشته از جانب پروردگارشان داده شده ، ايمان آورديم . هرگز ميان احدى از آنان ، در اين كه همه بر حق واز جانب يك مبدأ وحى وبراي ابلاغ يك دين در قالب شرايع مختلف آمدهاند ، فرقى نمىگذاريم ، هر چند نبوّت وكتاب وشريعت هر يك را مخصوص عصر خود ومنسوخ پس از آمدن ديگرى مىدانيم ؛ ومانند يهود ، مؤمن به موسى ومنكر عيسى ؛ ونصارا ، مؤمن به عيسى ومنكر محمّد صلى الله عليه وآله نيستيم . وما همه در برابر آن خدا تسليم هستيم .
بحث علمي
« ايمان » در اصطلاح شرع ، اعتقاد قلبي به أصول عقايد است . واسلام وتسليم ، در دو معنا استعمال مىشود :
اوّل : گفتن شهادتين ، كه با اين دو كلمه ، شخص از كفر ، بيرون مىرود وبه اسلام داخل مىشود ، وتمام احكام اسلام بر أو بار مىشود ، هر چند باطن أو معلوم نباشد .
ودوم : تسليم قلبي در برابر خداوند .
ومعناى اوّل پيش از ايمان ومعناى دوم پس از ايمان وپس از مرحلهء عمل به ايمان ، تحقّق مىيابد . امام كاظم عليه السلام فرمود : « الإيمان فوق الإسلام بدرجةٍ ، والتقوى فوق الإيمان بدرجة ، واليقين فوق التقوى بدرجة » ؟ « 1 » يعنى رسيدن انسان به درجهء كمال معنوي ، با پيمودن چهار پلّه است : اسلام ، ايمان ، تقوا - يعنى عمل - ، يقين .
[ تفسير آيهء 137 ]
فَإِن آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . [ 137 ]
پس اگر آنها نيز به مانند ايمان شما ايمان آورند - به مبدأ ومعاد وآنچه ميان آن دو از أصول عقايد است - پس بىترديد ، هدايت يافتند ؛ واگر روى برتافتند ، پس ، از مخالفت آنها مَهَراس ، كه به زودى شرّ وآسيب آنها را از تو كفايت مىكند ؛ وأو
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 51 ، ح 2 ؛ بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 136 ، ح 2 .